
به گزارش خبرفوری، در این سن، کمتر کسی را میتوان یافت که «صفحهای سفید» باشد. وقتی در چهلسالگی وارد رابطهای میشوید، تنها نیستید؛ همسران سابق، فرزندان، اختلافات مالی، زخمهای ترمیمنشده و تجربههای شکستخورده، همراهانی ناخوانده هستند که بلافاصله پشت میز قرار ملاقات ظاهر میشوند.
کاتیا لوینا، نویسنده و روزنامهنگار، در روایتی تأملبرانگیز از تجربیات خود در این سن، به سراغ پارادوکس «جستوجوی عشق» در دوران میانسالی رفته است. او ماجرای ملاقاتی در یک کافه را تعریف میکند؛ مردی که بهظاهر «بینقص» است؛ خوشپوش، موفق، مؤدب، ورزشکار و پدر. همه چیز برای یک شروع رویایی فراهم است، اما به محض آنکه نویسنده به خانه برمیگردد، سیل تردیدها سرازیر میشود: «این ویژگیاش زیادی نیست؟ آن یکی کم نیست؟ اصلا من وقت کافی برای چنین رابطهای دارم؟»
توهمِ «بیدردسر بودن»
حقیقت تلخ این است که در چهلسالگی، جستوجوی فردی که «زندگیاش بیدردسر باشد»، جستوجویی بیهوده است. ما به عنوان بزرگسال، حامل بارهایی هستیم که نمیتوانیم آنها را پشت در کافه بگذاریم. این کولهبار، مجموعهای از مسئولیتهاست؛ والدینی که پیر شدهاند و نیاز به مراقبت دارند، فرزندانی که درگیر مسائل خود هستند و بحرانهای مالی یا شغلی که هرگز تمامی ندارند.
بیشتر بخوانید:
جهنمِ ازدواج با یک معتاد جنسی | روایت زنی که پس از ۳۰ سال سکوت، از کابوس ازدواجش پرده برداشت
چرا طلاق زنان بعد از ۵۰ سالگی مُد شده است؟
چهلسالگی دیگر «میانسالی» نیست | نسل جدید تعریف سن را تغییر داده است
سال اول ازدواج ما بدون رابطه جنسی بود و این ما را به هم نزدیکتر کرد | پدیده «ازدواج بدون رابطه جنسی» چیست؟
بسیاری از ما در این سن، حتی از تصور «توضیح دادن دوبارهی خود» خستهایم. برای شروع یک رابطه جدی، باید دوباره از گذشته خانوادگیمان بگوییم، زخمهایمان را عریان کنیم و دلیل جداییهای قبلی را شرح دهیم. این فرآیند «ارائه رزومه عاطفی»، برای کسی که یکبار زندگی را با تمام فراز و فرودهایش پشت سر گذاشته، طاقتفرسا و گاهی تهوعآور است.
اما سوی دیگرِ این سکه نیز وحشتناک است: اگر کسی در چهلسالگی هیچ …












