
در اقتصادهایی که از تورم مزمن و ساختاری رنج میبرند، نرخ تورم کل تنها یک عدد ساده برای سنجش میانگین رشد قیمتها نیست، بلکه آینهای تمامنما از نحوه توزیع فشار اقتصادی میان لایههای مختلف جامعه است. تازهترین گزارش پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی پرده از واقعیتی تلخ برداشت که پیش از این نیز جامعهشناسان و تحلیلگران اقتصادی بارها نسبت به آن هشدار داده بودند. تورم در ایران نهتنها خنثی نیست، بلکه مانند یک مالیات معکوس عمل میکند؛ مالیاتی ظالمانه که روزبهروز از سفره کمدرآمدترین گروههای جامعه کسر و به ارزش داراییهای دهکهای بالایی اضافه میشود.
بر اساس این دادههای رسمی، شکاف تورم نقطهبهنقطه میان دهک اول یعنی کمدرآمدترین قشر جامعه و دهک دهم به عنوان ثروتمندترین طبقه، در تیرماه به رقم ۱۵.۲ واحد درصد رسیده است. این شکاف عمیق نشان میدهد که افت قدرت خرید و فشار معیشتی به هیچ وجه بهطور مساوی میان مردم تقسیم نشده و نابرابری تورمی در سال ۱۴۰۳ در مقایسه با سال ۱۴۰۰ شتاب نگرانکنندهای به خود گرفته است. چرا گرانی برای همه یکسان نیست؟
برای درک چرایی ثبت این شکاف ۱۵.۲ درصدی، باید به ساختار و ترکیب سبد مصرفی دهکهای مختلف نگاه کرد. در طبقات پایین درآمدی، بخش اعظم منابع مالی خانواده صرف حداقلهای معیشتی و اقلام زیستی میشود که شامل خوراکیها، مسکن، سوخت و نقلوانتقال روزمره است. زمانی که موج جدید تورم به پیکره اقتصاد اصابت میکند، این کالاها و خدمات حیاتی در نخستین خط مقدم جهش قیمتها قرار میگیرند. خانوادهای که در دهکهای پایین قرار دارد امکان حذف این هزینهها را ندارد و نمیتواند خرید نان، شیر یا هزینه رفتوآمد به محل کار را تعطیل کند.
گزارش پژوهشکده پولی و بانکی بهروشنی تصریح میکند که در سال ۱۴۰۳ حدود ۸۲ درصد از اقلام موجود در سبد مصرفی دهک اول، تورمی بالای ۲۰ درصد را تجربه کردهاند. این یعنی دامنه گرانیها در سطح کالاهای پایه به قدری گسترده شده که تقریباً هیچ مفرّی برای اقشار کمدرآمد باقی نگذاشته است. در مقابل، سبد مصرفی دهک دهم شامل سهم بالاتری از خدمات، کالاهای بادوام، تفریحات و املاک است که رفتارهای تورمی متفاوتی دارند و حاشیه مانور بیشتری برای تغییر ترکیب مصرف یا پوشش ریسک تورمی به دارنده آن میدهند. ردپای حذف ارز ترجیحی در شکاف …











