
متن کامل سخنرانی سروش محلاتی بدین شرح است:
در فرصت اربعین حسینی، یکی از موضوعات مهم و تأملبرانگیز، بررسی نوع «دینداری و دینشناسی رایج در منطقه شام» است؛ اینکه مردم شام دین را چگونه میشناختند و این نوع دینشناسی چه تفاوتی با آموزههای مکتب اهلبیت(ع) داشت؟
اهمیت این بحث از آن روست که در ماه صفر، کاروان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) وارد شام شد؛ بنابر گزارشهای تاریخی، این کاروان در ماه صفر به شام رسید. ازاینرو، شناخت فضای فکری، فرهنگی و اعتقادی شام، برای فهم بهتر رخدادهای پس از عاشورا ضرورتی انکارناپذیر است. این مسئله از جهت دیگری نیز اهمیت دارد؛ زیرا این احتمال وجود دارد که بخشی از دینداری و دینشناسی رایج در میان مسلمانان، در طول تاریخ، تحت تأثیر فرهنگ شام و اندیشههای بنیامیه شکل گرفته یا دستکم از آن تأثیر پذیرفته باشد. ازاینرو، لازم است این میراث فکری را بازشناسی کنیم و دریابیم که آنان چگونه میاندیشیدند و دین را چگونه تفسیر میکردند.
سروش محلاتی الوهیتبخشی به حاکمان؛ میراث فکری بنیامیه
یکی از مهمترین ویژگیهای دینشناسیای که بنیامیه ترویج کردند، این بود که برای حاکمان و فرمانروایان نوعی شأن الهی و حق ویژه قائل بودند. بر اساس این نگرش، فرمانروا تنها یک مدیر سیاسی نبود، بلکه جایگاهی قدسی داشت و میتوانست در عرصه حکومت، به گونهای «خدایی» کند.
ریشه این اندیشه، هرچند بعدها در جهان اسلام گسترش یافت، اما نمونههای آن در تاریخ ادیان و تمدنهای پیشین نیز دیده میشود. قرآن کریم به صراحت انسانها را از ادعای ربوبیت نهی میکند و تأکید دارد که هیچ انسانی حق ندارد خود را در جایگاه پروردگار بنشاند؛ از همین رو، قرآن کریم نمونههایی از کسانی را یاد میکند که پس از دستیابی به قدرت، ادعای ربوبیت کردند. از جمله، درباره فرعون میفرماید که او به مردم گفت: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلَى؛ من پروردگار برتر شما هستم.» همچنین درباره نمرود نقل میکند که مدعی ربوبیت بود و میگفت: «أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ؛ من زنده میکنم و میمیرانم.» هنگامی که از او پرسیدند چگونه چنین ادعایی میکند، دو زندانی را حاضر کرد؛ یکی را کشت و دیگری را آزاد ساخت و گفت: «ببینید، مرگ و زندگی شما در اختیار من است؛ من درباره حیات و مرگ انسانها تصمیم میگیرم.»
از نظر تاریخی، …












