
از ۱ بهمن ۱۴۰۳ جهان به ویروس مهلکی به نام دونالد ترامپ مبتلا شد و برای مقابله با آن حرکتی خطرناک که در دور نخست ریاستجمهوری او آغاز شده بود، در میان کشورهای مختلف شدت گرفت؛ «هستهایشدن». از کشورهای اروپایی گرفته تا کره جنوبی، ژاپن، مصر، ترکیه و حتی عربستان، تهدیدها و خرابکاریهای ایالات متحده با همکاری آژانس بینالمللی انرژی اتمی علیه برنامه هستهای صلحآمیز ایران را دیده بودند؛ اما همچنان این موج را ارزشمند دانستند و در ادبیات رسمی خود، میل به هستهایشدن را اعلام کردند. با این حال، واکنش آژانس، آمریکا و جامعه جهانی نسبت به تصمیم کشورهای مختلف، متفاوت از واکنش آنها نسبت به ایران بود؛ چراکه مخالفت با «ایران هستهای»، در واقع مخالفت با بخش اول این ترکیب بود؛ نه لزوماً «هستهای». در ۲۲ خرداد ۱۴۰۴، شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای نخستینبار در نزدیک به ۲۰ سال ایران را به بهانه همکارینکردن درباره مواد و فعالیتهای اعلامنشده، ناقض تعهدات پادمانی دانست. این در حالی بود که بنا به دادههای خود آژانس، این سازمان در هیچکشوری بهاندازه ایران بازرس ندارد و هیچبازیگر هستهای بهاندازه ایران نسبت به پروتکلها متعهد نبوده است. بااینحال کمتر از ۲۴ ساعت بعد، رژیمصهیونیستی حمله به ایران را آغاز و در ۳۱ خرداد، آمریکا تأسیسات فردو، نطنز و اصفهان را بمباران کرد. ترامپ پس از آن در چندین نوبت مدعی شد برنامه هستهای ایران «کاملاً نابود شده»؛ اما ارزیابیها خلاف این را میگفت. چند ماه بعد در ۹ اسفند ۱۴۰۴ حملات آمریکا و اسرائیل ازسرگرفته شد و در تیر و مرداد ۱۴۰۵، تهدیدهای ترامپ علیه تأسیسات ایران ادامه پیدا کرد. بازه تعیینشده ۶۰روزه توافق موقت آمریکا و ایران نیز در ۲۶ مرداد بدون توافق نهایی به پایان رسید. کشورها با دنبال کردن این روند، متوجه شدند که با سلاحهای روسیه یا چین و آمریکا نمیتوان جلوی هر حملهای را گرفت. آنها که خود را عقبمانده از قافله بازدارندگی میدیدند، …












