
نگاهی به دادههای تازه از تورم تولیدکننده نشان میدهد که زیر پوست بازار، خبرهای نگرانکنندهای در جریان است؛ اتفاقاتی که شاید هنوز به صورت کامل در ویترین مغازهها نمود پیدا نکرده باشد، اما حکمِ بمب ساعتی را برای قیمتهای نهایی دارد. ماجرا سادهتر از آن است که پیچیده جلوه کند: وقتی کسی چیزی تولید میکند و هزینههایش سر به فلک میکشد، یا باید از خیر سودش بگذرد، یا قیمت را بالا ببرد و یا هزینهها را به گردن نفر بعدی در زنجیره تأمین بیندازد. در هر سه حالت، اقتصاد کشور ضربه میخورد. آمارها از جهش چشمگیر نرخ تورم تولیدکننده در بهار ۱۴۰۵ خبر میدهند. رشد نزدیک به ۱۰۰ درصدی قیمتها برای تولیدکنندگان نسبت به مدت مشابه سال قبل، یعنی یک زنگ خطر بزرگ. این شکاف میان هزینههای تولید و قدرت خرید در بازار، میتواند بهزودی به یکی از بزرگترین گرههای کور معیشتی تبدیل شود. در این میان، حال و روز بخش کشاورزی اصلاً خوش نیست؛ تورم نقطهبهنقطه در این بخش از مرز ۱۴۴ درصد عبور کرده است. از آنجا که مواد غذایی جزو لاینفک سفره مردم است، وقتی هزینه تولید یک کشاورز با جهش مواجه میشود، انتقال این هزینهها به بازار مصرف اجتنابناپذیر است. در واقع، گرانیِ مزرعه، خیلی زود به گرانیِ سفره تبدیل میشود. نباید از جهش تورم در بخش برق هم به سادگی گذشت. برق، ستون فقرات اکثر صنایع است. وقتی هزینه انرژی برای یک کارخانه گران میشود، این گرانی مثل دومینو تمام محصولات آن کارخانه را تحت تأثیر قرار میدهد و در نهایت، هم تولیدکننده زیر بار فشار کمر خم میکند و هم مصرفکننده باید بهای آن را بپردازد. …












