
اعتراف ناخواسته به شکست حاکمیت در خودروسازیخط تولید دنا پلاس ایران خودرو
در شرایطی که ناترازی، توقف واردات و رشد مصرف بنزین به بحران تازه اقتصاد ایران تبدیل شده، دولت حالا خودروسازان را متهم ردیف اول معرفی میکند، اما این حمله را میتوان اعترافی ناخواسته به شکست حاکمیتی دانست که بیش از نیمقرن برای صنعت خودرو تصمیم گرفته و امروز از نتیجه سیاستهای خودش شاکی است.
به گزارش پایگاه خبری اسب بخار، اسماعیل سقاب اصفهانی، معاون رئیسجمهور و رئیس سازمان بهینهسازی مصرف انرژی، از خودروهای پرمصرف و بیکیفیت، مصرف بالای سوخت، تلفات جادهای و اتلاف منابع ملی انتقاد کرده و گفته است اگر مصرف خودروها به استانداردهای جهانی نزدیک بود، کشور با کسری بنزین، صف و سهمیهبندی مواجه نمیشد.
اصل این انتقاد قابل رد نیست، اما یک پرسش ساده وجود دارد: چه کسی اجازه داده است این خودروها سالها تولید شوند؟ چه کسی در تمام امور خودروسازی دخالت داشته و چه کسی مسبب اصلی وضع امروز است؟خودروساز؛ محصول سیاستگذاری
واقعیت این است که نمیتوان صنعت خودرو را از حاکمیت جدا کرد و خودروساز را بازیگری مستقل دانست که هرچه خواسته انجام داده و دولت فقط تماشا کرده است.
طی دههها، دولت و نهادهای حاکمیتی درباره تعرفه، واردات، ارز، قیمتگذاری، استاندارد، شمارهگذاری، تولید و حمایت از خودروسازان تصمیم گرفتهاند. بنابراین، خودروی پرمصرف و کمکیفیت فقط محصول یک کارخانه نیست؛ محصول یک مدل حکمرانی است.
اگر بعد از این همه سال، خودرو همچنان پرمصرف است، رقابت جدی شکل نگرفته و صنعت همچنان به انواع حمایتها نیاز دارد، مسئله فقط عملکرد خودروساز نیست؛ مسئله، مدل حکمرانی بر صنعت خودرو است.
حاکمیتی که سالها برای این صنعت تصمیم گرفته است، نمیتواند هنگام موفقیتهای محدود، خودروساز را نماینده سیاست صنعتی کشور بداند و هنگام شکست، تمام مسئولیت را به گردن کارخانه بیاندازد.فرار از پرسش اصلی
در این شرایط، حمله به خودروسازان فرار رو به جلو نیز تلقی میشود.
در حال حاضر، بحران بنزین تشدید شده، واردات سوخت به ابرچالش تبدیل شده، مصرف از تولید سبقت گرفته و دوباره بحث سهمیهبندی و تغییر قیمت سوخت مطرح است. در چنین شرایطی، پیدا کردن یک متهم مشخص سادهترین راه برای توضیح بحران است.
اما …











