
به گزارش صدای بورس، بازار طلای آنلاین در ایران، در حالی به یکی از مقاصد اصلی سرمایهگذاریهای خرد تبدیل شده که ساختار نظارتی آن همچنان در مرحله وعده و اختلاف باقی مانده است. آخرین اظهارات مسئولان صنفی و هشدارهای امنیتی نشان میدهد شکاف میان رشد سریع پلتفرمها و نظارت مؤثر حالا به نقطهای رسیده که حتی تجربه ورشکستگی یک پلتفرم و افشای خالیفروشی گسترده نیز نتوانسته معادله مسئولیت را روشن کند. در مرکز این بحران یک سؤال ساده اما بیپاسخ قرار دارد: وقتی مردم طلا میخرند، دقیقاً چه نهادی مسئول اطمینان از واقعی بودن آن است؟ نظارتی که هست، اما نیست طبق روایت های رسمی، قرار بوده است که بازار طلای آنلاین زیر چتر یک سامانه نظارتی بانک مرکزی مدیریت شود؛ سامانهای که باید موجودی واقعی طلا در خزانهها را بهصورت برخط با میزان فروش پلتفرمها تطبیق دهد و در صورت تخطی، حتی امکان فروش را بهطور خودکار متوقف کند. اما در عمل، همانطور که رئیس اتحادیه کسبوکارهای اینترنتی نیز تأیید کرده، نظارت فعلی هنوز ترکیبی از بررسیهای دستی پلیس فتا، پلیس امنیت اقتصادی، اتحادیهها و بازدیدهای دورهای است؛ مدلی که خود مسئولان آن را نیمبند توصیف میکنند. در چنین ساختاری، پلتفرمها میتوانند تا زمان کشف تخلف، عملاً تعهداتی فراتر از موجودی واقعی ایجاد کنند؛ همان نقطهای که اصطلاح خالیفروشی وارد ادبیات این بازار شده است. خالیفروشی؛ خط قرمز عبور کرده گزارشهای رسمی و هشدارهای امنیتی نشان میدهد یک پلتفرم فروش آنلاین طلا به دلیل خالیفروشی گسترده و ایجاد تعهدات بدون پشتوانه واقعی، با حدود ۲۰۰ هزار کاربر با توقف فعالیت مواجه شده است. همزمان، گزارشهای غیررسمی از حجمهای بسیار بزرگتر نیز صحبت میکنند؛ از جمله ادعاهایی درباره صدها کیلوگرم تعهد بدون پشتوانه. نکته مهم اما خود تخلف نیست؛ بلکه این است که این تخلف چگونه تا این مقیاس رشد کرده است. اگر در یک بازار مالی سنتی، کسری ذخایر حتی در سطح محدود میتواند به سرعت …












