
کلیولند نوشت: در اینجا باید یادآوری کرد که سیستم قیمومت چیزی جز امپریالیسم قرن نوزدهم با ظاهری نوین نبود، ترفندی برای ایجاد توهم حق تعیین سرنوشت. بریتانیا قیمومتهای عراق و فلسطین و فرانسه قیمومت سوریه را به دست آورد. عراق، دولتی تازهتأسیس بود که از سه استان عثمانی - بصره، بغداد و موصل - که از نظر جغرافیایی و فرهنگی شباهت چندانی به یکدیگر نداشتند، شکل گرفت.
تصاحب این واحد جدید، موقعیت بریتانیا در خلیج فارس را تقویت کرد، مسیرهای دسترسی به هند را تضمین نمود و امکان بهرهبرداری از منابع نفتی را فراهم ساخت. سومین دولت عربی که تحت نفوذ مستقیم بریتانیا قرار گرفت، اردن بود؛ کشوری که هنگام تدوین پیمان سور هنوز وجود نداشت. ایجاد فوری اردن، نتیجه نحوه تسلط فرانسه بر قیمومت سوریه بود و بهترین فهم آن تنها در بستر این تحولات ممکن است.
در حالی که قدرتهای متفق در پاریس سرگرم حل و فصل منافع متضاد خود بودند، امیر فیصل در دمشق مشغول شکل دادن به یک دولت عربی بود. تمامی جریانهای گذشته عثمانی و دیدگاههای متناقض درباره آینده عربها، در دولت نوپای فیصل گرد هم آمده بودند.
این دولت توسط نسل جوانی از فعالان عرب با آرزوی ایجاد سوریه و فلسطین متحد، افسران و مقامات پیشین عثمانی که پس از فروپاشی امپراطوری به دمشق سرازیر شده بودند و همچنین چهرههای برجسته و محلی سوریه که در پی حفظ نفوذ سنتی خود بودند، اداره میشد. …












