
رابرت کیگان، عضو ارشد بروکینگز: امروز ایران در شرایط کاملاً جدیدی قرار دارد. این کشور با یک ابرقدرت (آمریکا) و اسرائیل رو در رو شده، در برابر ضربات پیشرفتهترین سلاحهای آنها مقاومت کرده و بیش از پیش قدرتمند شده است. در نتیجه، ایران ساختار و توازن قدرت خاورمیانه و خلیج فارس را به طور کامل تغییر داده است. قدرت غالب در منطقه از این پس ایران خواهد بود، نه ایالات متحده یا اسرائیل. کشورهای همسایه در حال حاضر در حال تطبیق خود با این واقعیت جدید هستند. قدرتهای دورتر نیز این کار را خواهند کرد. سالهاست که برخی از کشورهای جهان بر این باور بودند که با ایرانی در تنگنا قرار گرفته سر و کار دارند. اکنون جهان متوجه خواهد شد که ایرانِ آزاد شده چه شکلی است.
ایران نیازی به توافق با ایالات متحده ندارد. این فرض رایج که ایران ضعیف در نهایت مجبور خواهد شد تا حدودی با قدرت آمریکا کنار بیاید، تنگه هرمز را باز کند و به اقتصاد آسیب دیده خود رسیدگی کند، اشتباه از آب درآمده است. جمهوری اسلامی ایران به ندرت ضعیفتر یا آسیبپذیرتر از دو سال گذشته به نظر رسیده است.
فوریه گذشته، رئیس جمهوری ترامپ کمپین «فشار حداکثری» تحریمهای بینالمللی خود را تمدید کرد که به اقتصاد ایران آسیب جدی وارد کرد و میلیاردها دلار از درآمد دولت را کاهش داد. سپس اسرائیل و ایالات متحده در ماه ژوئن جنگ ۱۲ روزه را برای نابودی تأسیسات هستهای ایران آغاز کردند. سپس در ماه فوریه، ایالات متحده و اسرائیل جدیدترین جنگ را با ترور رهبر انقلاب و اکثریت قریب به اتفاق مقامات ارشد آن آغاز کردند و پس از آن بیش از پنج هفته حملات بیوقفه به قابلیتهای نظامی ایران انجام شد.
پاشنه آشیل امریکا
با این حال، در تمام این مدت، ساختار ایران پابرجا مانده و هیچ امتیازی نداده است. برعکس، ایران پاشنه آشیل آمریکا را آشکار کرد: آسیبپذیری همسایگان ایران. نقطه عطف اصلی در اواسط ماه مارس رخ داد، زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارس جنوبی ایران حمله کرد و ایران نیز به مجتمع راس لفان قطر، بزرگترین تأسیسات گاز طبیعی مایع جهان، حمله تلافیجویانهای انجام داد.
این حمله نشان داد که اگرچه ایران آشکارا نمیتواند …












