
مرتضی کامل نواب، دبیرکل جمعیت پیشرفت و عدالت: در مقابل، اگر نگاه ما به گفتوگو و دیپلماسی نگاهی افراطی باشد، میتواند آسیبزا شود؛ به این معنا که تصور کنیم دیپلماسی به خودی خود موضوعیت دارد و همه مسائل صرفاً از مسیر مذاکره و گفتوگو قابل حل است. چنین برداشتی نه منطقی است، نه واقعبینانه و نه شدنی. هر چند در سوی دیگر نگاه افراطی دیگری وجود دارد که هرگونه مذاکره و گفتوگو را مخدوش و زیر سؤال میبرد، حرکت در مسیر دیپلماسی را اشتباه میداند و معتقد است باید صرفاً به نبرد نظامی بازگشت.
حال آنکه تجربه نشان داده است در سطح کلان جمهوری اسلامی، نگاهی منطقی به هر دو ابزار وجود دارد. برای نمونه، زمانی که اخبار مربوط به تفاهمنامه منتشر شد، شکلگیری اجماع میان اعضای شورای عالی امنیت ملی، از جمله فرماندهان نظامی، نشان داد که هم دیپلماسی و هم قدرت نظامی، دو ابزار مکمل برای دفاع از منافع ملی تلقی میشوند. بر همین اساس، نه دیپلماسی اصالت ذاتی دارد که تصور کنیم به هر قیمتی باید وارد گفتوگو شد و همه مشکلات از این مسیر حل خواهد شد و نه باید دیپلماسی را به طور کامل کنار گذاشت و ظرفیتهای آن را در تأمین منافع ملی نادیده گرفت. رویکرد صحیح آن است که از ابزار نبرد نظامی و ابزار دیپلماسی، هر یک در جایگاه خود و متناسب با شرایط، برای تأمین منافع ملی استفاده شود.
به نظر میرسد این همان منطقی است که در مدیریت کلان جمهوری اسلامی دنبال میشود. با این حال متأسفانه شاهد تلاشهایی برای دوقطبیسازی، ایجاد شکاف و اختلاف در فضای سیاسی کشور هستیم. برخی در این مدت کوشیدهاند اینگونه القا کنند که دیپلماسی، حتی اگر بتواند منافع کشور را تأمین کند، اساساً فاقد موضوعیت است …











