
وی در ادامه افزود، ایران در برابر این مطالبه، یک برگ متفاوت در اختیار دارد که آن تنگه هرمز است. تهران بازگشایی کامل این مسیر را به مطالبات خود، از جمله پایان فشار نظامی و اقتصادی و جبران خسارتهای جنگ، مرتبط کرده است. اکنون هرمز دیگر تنها یک موقعیت جغرافیایی نیست. هر اتفاقی در این تنگه میتواند بر بازار انرژی، قیمت نفت و هزینه حملونقل اثر بگذارد و دامنه بحران را از منطقه فراتر ببرد.
ایران دقیقاً روی همین نقطه حساب میکند. اگر این منطق ادامه پیدا کند، اختلاف دو کشور دیگر فقط بر سر حمله و پاسخ نظامی نخواهد بود؛ هر طرف تلاش میکند فهرستی از خسارتهای خود روی میز بگذارد و طرف مقابل را مسئول پرداخت آن بداند. در چنین شرایطی، غرامت میتواند به جای آنکه بخشی از راهحل باشد، به یک ابزار فشار در مذاکرات تبدیل شود.
حافظی تصريح کرد، آمریکا میتواند از قدرت نظامی خود استفاده کند، اما نمیتواند به آسانی پیامدهای اقتصادی یک بحران طولانی در هرمز را کنترل کند. با این حال، تهران هم نباید تصور کند که این کارت بدون هزینه است. باید اذعان کرد که ادامه محدودیت در هرمز میتواند کشورهای مصرفکننده انرژی را علیه ایران قرار دهد و فشار بیشتری بر اقتصاد کشور وارد کند. بنابراین هرمز یک اهرم مهم برای مذاکره است، اما استفاده نادرست از آن میتواند نتیجه معکوس داشته باشد. ایران اگر بخواهد از کارت هرمز امتیاز بگیرد، باید میان فشار بر آمریکا و هزینههایی که ممکن است متوجه خودش شود، تعادل را حفظ کند؛ چون این اهرم هرچه مؤثرتر باشد، استفاده نادرست از آن هم میتواند پرهزینهتر باشد.
این کارشناس خاطرنشان کرد، در سوی دیگر، آمریکا با یک صورتحساب سنگین روبهروست. رقم حدود 13 میلیارد دلار هزینه رویارویی با ایران، حتی اگر همه هزینههای جنگ را شامل نشود، …











