
هر فناوری بزرگی در طول تاریخ، حداقل یک «حصار» را شکسته است؛ از کشاورزی که منجر به یکجانشینی انسان و ایجاد شهرها شد، تا موتور بخار که نه فقط نظام حمل و نقل و تولید، که در نهایت نظام اشرافیت و فئودالیسم اروپا را در هم ریخت تا شبکههای ارتباطی و اینترنت که هر روز مرزهای جغرافیایی و بُعد مسافت را کمرنگ و کمرنگتر کردند. هوش مصنوعی نیز نه تنها از این قاعده مستثنی نیست، بلکه سطحی متفاوت از تحول را به رخ همه ما خواهد کشید.
این روزها و در سایه توسعه بسیار سریع هوش مصنوعی، دو حصار و محدودیت در آستانه فروپاشی همزمان قرار گرفتهاند که حتی در مترقیترین نظریات اقتصادی و سیاسی نیز شکسته شدنشان چندان متصور نبود: حصار زبان و حصار جمعیت.
آنچه مساله انقلاب صنعتی چهارم را از انقلابهای صنعتی پیشین متمایز میکند، سرعت و عمق تاثیرگذاری آن بر مفهوم «قدرت» است؛ تا جایی که رقابت بر سر توسعه هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوریهای پیشران این دوره، رقابت قدرتهای جهانی بر سر توسعه فناوری هستهای و ساخت بمب اتم در سالهای جنگ جهانی دوم را به ذهن متبادر میسازد.
در فضای مجازی، برخلاف جهان فیزیکی که ۲۰۰ کشور عضو سازمان ملل دارد، عملا تنها ۱۰ تا ۱۵ کشور حضور موثر دارند؛ حضوری که نه صرفا مرهون تولید محتوا، که وامدار پلتفرمهای بومی است. اما هوش مصنوعی، طی کمتر از ۵ سال آینده، حصار زبان را برخواهد چید؛ نه فقط زبان محاوره، که حتی زبانهای برنامهنویسی جدید را نیز بیاثر خواهد کرد. این یعنی ما امروز فرزندانمان را برای یادگیری مهارتهایی تشویق میکنیم که فردا دیگر مصداق «سواد» نیستند. همچون سال ۲۰۰۰ که دانش استفاده از رایانه، تعریف سنتی سواد را تغییر داد، اکنون باید از خود بپرسیم که «۱۰ سال دیگر، فرزند ما دقیقا به چه سوادی نیاز دارد؟».
موازی با زبان، حصار دوم یعنی جمعیت نیز در حال فروپاشی است. سال ۲۰۰۶، فرید زکریا در تحلیل رقابت چین و آمریکا، جمعیت را یکی از عوامل تعیینکننده برشمرد: ژاپن با حدود ۱۲۸ میلیون نفر نتوانست در برابر آمریکای ۳۰۰ میلیوننفری قد علم کند، اما چین با جمعیت حدود ۱.۳ میلیارد نفری، معادله را تغییر داد.
اما هوش مصنوعی، اکنون پارادایم «یونیکورنهای یکنفره» را بهعنوان یک روند جدی در ادبیات سرمایهگذاری جهان مطرح کرده است. نمونههای عینی این پدیده …












