
به گزارش خبرنگار اقتصاد معاصر؛ بندر انزلی سالها در اقتصاد ایران به عنوان یکی از دروازههای تجاری شمال شناخته میشد اما تحولات سال ۲۰۲۶ معنای تازهای به این موقعیت داده است. زمانی که دسترسی به مسیرهای جنوبی با ریسکهای امنیتی و هزینههای بالاتر مواجه میشود، ارزش یک بندر صرفا با میزان تخلیه و بارگیری آن سنجیده نمیشود؛ بلکه پرسش اصلی این است که آیا آن بندر میتواند در زمان اختلال، جریان کالا را حفظ کند یا خیر؟ در این چارچوب، انزلی را نباید رقیب بندرعباس، امام خمینی(ره) یا چابهار دانست. خزر از نظر جغرافیایی یک دریای بسته است و ظرفیت کشتیها، عمق آب، بنادر طرف مقابل و مسیرهای پسکرانهای محدودیتهای خاص خود را دارند. مزیت انزلی در جای دیگری است؛ ایجاد یک مسیر مکمل و پشتیبان برای تجارت ایران با روسیه، قفقاز، آسیای مرکزی و سایر کشورهای حاشیه خزر.
این اهمیت در سال جاری بیشتر شده است. دادههای منتشرشده از عملکرد بندر انزلی نشان میدهد در ۱۰ ماهه سال ۱۴۰۴ حدود ۱.۶۵ میلیون تن کالا در این مجتمع تخلیه و بارگیری شده و همزمان صادرات ۱۶ درصد و ترانزیت ۶۴ درصد افزایش یافته است. این ارقام یک پیام مهم دارند؛ ظرفیت شمال ایران صرفا یک ظرفیت بالقوه روی کاغذ نیست و در حال حاضر نیز بخشی از جریان تجارت کشور از این مسیر عبور میکند. با این حال، فاصله میان عملکرد واقعی بنادر شمالی و ظرفیت زیرساختی آنها همچنان قابل توجه است و همین فاصله میتواند در سالهای پیش رو به یک مزیت تبدیل شود.
اهمیت انزلی زمانی بیشتر مشخص میشود که ترکیب کالاهای عبوری از این مسیر را بررسی کنیم. غلات، روغنهای خوراکی، چوب، مواد معدنی، آهنآلات و مواد اولیه صنعتی از جمله کالاهایی هستند که در تجارت خزر اهمیت دارند. این کالاها برخلاف بسیاری از کالاهای مصرفی، مستقیما با امنیت غذایی، تولید صنعتی و هزینه تمامشده اقتصاد ایران ارتباط دارند.
از سوی دیگر، شرایط بازار جهانی غلات نیز اهمیت مسیر شمالی را افزایش داده است. در مرداد ۲۰۲۶، حملات روسیه و اوکراین به زیرساختهای بندری دریای سیاه باعث اختلال جدی در صادرات غلات شده و قیمت معاملات گندم در بازارهای جهانی بیش از ۱۷ درصد نسبت به اوایل ژوئیه افزایش یافته است. رویترز گزارش داده که برخی بنادر روسیه نیز به دلیل افزایش ریسک امنیتی محدودیتهایی برای پذیرش محمولههای …












