
کنسرتهای ایستاده و تغییر ذائقه مخاطب به قلم؛ علی ترابی؛ کارشناس فرهنگی
کمبود سالنهای کنسرت استاندارد و حرفهای در تهران و سایر شهرهای ایران، همچنان یکی از چالشهای اصلی حوزه موسیقی زنده کشور است. گرچه مشکلات اصلی موسیقی در ایران، بهویژه در سالهای بعد از انقلاب، بهمراتب جدیتر و مشکلزاتر از کمبود سالن بوده، این کمبود نیز در شکلگیری شرایط امروز موسیقی ما تأثیر خود را داشته است. پس از انقلاب اسلامی و با اعمال محدودیتهای گسترده بر اجرای موسیقی، برگزاری کنسرتهای موسیقی بسیار دشوار شد و اگر از اجراهای بسیار محدود و معدود بگذریم، عملاً جریان اجرای موسیقی معمول تا مدتها با دشواری بسیار مواجه بود. وضعیتی مبهم و قوانینی نانوشته، که بهنظر میرسید هرگونه برنامهریزی برای فعالیتهای موسیقایی را ناممکن میساخت. با گذشت زمان و دیرتر از دیگر انواع برنامههای هنری، سرانجام مجدداً صدور مجوز برای برگزاری کنسرتهای موسیقی بهتدریج و به آرامی از سر گرفته شد.
محدودیتها و بازگشت تدریجی
در این میان، نکته قابلتوجه غیبت کامل گروههای موسیقی مردمپسند (پاپ)، حضور بسیار کمرنگ موسیقی کلاسیک (بهجز گروههای تحتمدیریت دولتی) و حضور تمامقد گروههای موسیقی سنتی بر روی صحنه بود. برای فضای ایدئولوژیزده و گاه تنگنظرانه متولیان فرهنگی وقت، تنها نوع موسیقی را که میتوانست اگر نه مطابق با دیدگاههای ضدموسیقایی خود، که دارای کمترین تزاحم با آن بداند، موسیقی سنتی بود. طبیعی است که این سخن، بهمعنای نادیده گرفتن مشکلات ریزودرشت فراروی گروههای سنتی برای روی صحنه رفتن نیست و چنانچه روزی خاطرات شفاهی اهالی موسیقی از آن سالها گردآوری شود، شاید نتوان باور کرد که چه برخوردها و نگاههایی حاکم بر فضای فرهنگی و هنری ما تاب آورده شده و پشتسر گذاشته شده است. با همه این احوال، تنها گروهی که در نهایت میتوانستند با پشتسر گذاشتن موانع بسیار، هنر خود را به مردم عرضه کنند، گروههای موسیقی سنتی بودند و برای دیگر گونههای موسیقی، این راه از همان ابتدا تقریباً بسته بود.
همه چیز برای موسیقی سنتی
در نتیجه این سیاستها، سالنهای معدود موجود در تهران و شهرستانها بهسرعت در اختیار جریان موسیقی سنتی قرار گرفت. میدان از گروههای رقیب خالی شده بود …












