
به گزارش خبرگزاری اقتصاد ایران ، والتر بلاک، اقتصاددان، در مقالهای نوشت:
دولتها همواره در پی آنند که به ما دیکته کنند چه قیمتی «خیلی بالا» یا «خیلی پایین» است. اما سرکوب قیمتی، چه مانعشدن از افزایش قیمت در بحرانها باشد و چه ممنوعکردن تخفیفها، مکانیسم هوشمند بازار را از کار میاندازد، سیگنالهای حیاتی اقتصاد را خفه میکند و در نهایت، حق مالکیت مشروع شهروندان را پایمال میسازد. افسانه «گرانفروشی در شرایط اضطراری»
اگر شما با سیاستمداران و بوروکراتهای مداخلهگر همسو و همعقیده باشید، احتمالا باور دارید پدیدهای که آن را «گرانفروشی در شرایط اضطراری» (Price Gouging) مینامند، رفتاری به شدت خبیثانه، غیراخلاقی و شرورانه است. طبق این دیدگاه، دریافت قیمتی بالاتر از حد معمول، بهویژه در زمان وقوع بحرانها و بلایای طبیعی، یک شیطنت و رذیلت اقتصادی محسوب میشود و هر فروشندهای که دست به چنین کاری بزند، در حال سوءاستفاده از موقعیت درمانده و شکننده مردم آسیبدیده است.
وقتی توفانی سهمگین، سیل، گردباد، برف و یخبندان شدید رخ میدهد یا هنگامی که شریانهای حیاتی جهان مانند «تنگه هرمز» بسته میشوند، بسیاری از ما با کمبود شدید بنزین، مواد غذایی، خدمات پزشکی و سایر مایحتاج حیاتی مواجه میشویم. درست در همین لحظاتی که بیشترین نیاز را به این کالاها داریم، ناگهان با قیمتهای سرسامآور و جهشیافته روبهرو میشویم. برای هر کسی که با مفاهیم پایهای و اولیه دانش اقتصاد بیگانه است، این افزایش قیمت، ظالمانه، غیرمنصفانه و بیرحمانه به نظر میرسد.
اما برای کسانی که منطق ساده و انکارناپذیر «عرضه و تقاضا» را درک میکنند، این پدیده کاملا منطقی، عقلانی و حتی ضروری است.
به عنوان نمونه، وقتی توفان کاترینا در سال۲۰۰۵ شهر نیواورلئان را ویران کرد، شهر در شرایطی بسیار بحرانی و درمانده قرار گرفت. کمکهای مردمی و انساندوستانه از تمام ۴۹ایالت دیگر آمریکا و حتی از سراسر جهان به سوی این شهر گسیل شد. این کمکها دو انگیزه کاملا متفاوت داشتند:
۱. انساندوستی و نیکوکاری خالصانه: این حس طبیعی شفقت و همدردی انسانی که «اگر من هم در چنین شرایط سختی بودم، دوست داشتم دیگران به کمکم بیایند»، محرک اصلی بخش زیادی از کمکهای خیریه بود.
۲. انگیزه سودآوری …












