
به گزارش شهرآرانیوز؛ چند شب قبل، حوالی ساعت ۲۳ مرد جوانی به همراه خانواده مشغول خوردن شام بود که تلفن همراهش به صدا درآمد. او با دیدن شماره ناشناس، تماس را رد کرد. لحظاتی بعد دوباره همان شماره ناشناس تماس گرفت. مرد جوان میخواست تماس را رد کند، اما متوجه نگاه بدبین همسرش شد. مرد جوان نگاهی به همسرش کرد و پس از اتصال تماس، گوشی را روی حالتصدادار گذاشت. با شنیدن صدای مردی میان سال، این مرد جوان و همسرش نفسی راحت کشیدند.
هرچند همه با شنیدن صدای این مرد خیالشان راحت شده بود، مرد جوان با لحنی سرد به گفتوگو با او پرداخت. مرد میان سال که متوجه لحن سرد آن طرف خط شده بود، خودش را معرفی کرد. او گفت: «سعید آقا، من جواد هستم، همسایه دیوار به دیوار خانه پدری ات؛ همان که در حیاط خانه اش بازی میکردی. هرچند بعد از فوت پدرت، سراغی از ما نگرفتی، اما با کلی زحمت شماره ات را پیدا کردم.»
مرد جوان با این تصور که قرار است درباره انحصار وراثت و فروش خانه پدری، نصیحت بشنود، بازهم با لحنی سرد پاسخ داد؛ رفتاری که سبب ناراحتی مرد میان سال شد. به همین خاطر این شهروند بدون فوت وقت گفت: «این موقع از شب زنگ زدم تا از تو بپرسم آیا میدانی کسی در خانه پدریات حضور دارد؟» لحن مرد جوان با دادن پاسخ منفی به این سؤال کمی بهتر شد. به همین سبب، همسایه ادامه داد: «از دو ساعت قبل، خانوادهام میگویند مردی را دیدهاند که وارد خانه پدرت شده و حالا هم شخصی در حیاط خانه آتش روشن کرده است.»
مرد جوان بدون اتلاف وقت، تماس را قطع کرد و پشت فرمان خودرو اش نشست. هرچند همسایه از حضور سارق در خانه اطمینان داشت، اما به سبب لحن صاحب خانه و اختلافاتی که بین وارثان شکل گرفته بود، از تماس با پلیس صرف نظر کرده بود؛ اگرچه پس از تماس مرد جوان، از خانه خارج شد تا به او کمک کند.
وقتی مرد جوان به خانه پدری اش رسید، از همان بیرون متوجه دود آتشی شد که در حیاط برپا شده بود. او که از وضعیت داخل خانه بی اطلاع بود، بلافاصله با پلیس تماس گرفت. در پی این تماس و اعلام گزارش حضور سارق، سرهنگ عباس عطایی، رئیس کلانتری کوی پلیس، بلافاصله با صدور دستورات تخصصی، گروهی از مأموران دایره تجسس این مرکز انتظامی را به محل اعزام کرد.
هم زمان با این تماس، مرد جوان که با شنیدن هر صدایی …
