
به گزارش شهرآرانیوز؛ پروژه بزرگ «آقای قاضی» که تا به امروز حدود صد اپیزود آن روی آنتن شبکه ۲ سیما رفته، از معدود تجربههای متفاوت تلویزیون در سالهای اخیر است؛ مجموعهای دادگاهی که تمام روایت خود را در یک لوکیشن پیش میبرد و با تکیه بر پروندههای واقعی و منازعات آشنای زندگی روزمره، توانسته با مخاطب ارتباط برقرار کند.
فصل اول در سال۱۴۰۱ و فصل دوم با عنوان «آقای قاضی؛ شعبه۱۲۱» در سال۱۴۰۳ پخش شد که هر دو با بازی بهزاد خلج به یاد آورده میشوند. فصل سوم این مجموعه، اما با عنوان فرعی «قاضی بیگی» و با تغییرات حداقلی، اخیرا به آنتن بازگشته است.
سجاد مهرگان که در سالهای اخیر به سریال ساز تراز و پرکار تلویزیون تبدیل شده، این بار به جای آنکه مستقیما به عنوان کارگردان در فصل جدید «آقای قاضی» حضور داشته باشد، در جایگاه خالق و مدیر پروژه قرار گرفته و کار کارگردانی را به گروهی از فیلم سازان جوانتر سپرده است تا تجربهای مشارکتی شکل بگیرد. میدان فرصتها
کیومرث مرادی، بازیگردان و یکی از مدرسان شناخته شده بازیگری، در سالهای اخیر مهمترین چهره تزریق بازیگر به فضای حرفهای ایران بوده است. او در فصل جدید «آقای قاضی» نیز تلاش کرده تا ضمن معرفی چهرههای تازه و ایجاد فرصت برای علاقهمندان مستعد این عرصه، یکدستی بازیها را حفظ کند؛ تلاشی که البته چندان اثربخش نبوده است.
ضعف مفرط بازیگری در بسیاری از سکانسهای این فصل محسوس است و این مسئله زمانی جدیتر میشود که بازیگران کار اولی باید دیالوگهایی را اجرا کنند که خودشان به شدت از مشکل تصنعی بودن رنج میبرند. حسین برکتی، در مقام سرپرست نویسندگان این فصل، هرچقدر که در انتخاب سوژه عملکرد مناسبی داشته و بیشتر پروندهها را از دل موقعیتهای آشنای اجتماعی بیرون کشیده است تا زمینه همدلی مخاطب با اثر فراهم شود، در دیالوگ نویسی بسیار ضعیف ظاهر شده و گفتوگوهایی را به رشته تحریر درآورده که غالبا مصنوعی، توضیحی و کلیشهای هستند. مرد بی جایگزین
مزیت روشن دو فصل قبلی «آقای قاضی» این بود که در میان انبوه بازیگران میهمان و چهرههای تازه وارد، دست کم یک بازیگر حرفهای و شناخته شده داشت؛ کسی که ستون اجرایی اثر محسوب میشد و ضعفهای دیگران را هم تا حد زیادی، پوشش میداد. فصل سوم اما، همان یک نقطه …








