
به گزارش شهرآرانیوز؛ عرضۀ آنلاین فیلم «صد سال به این سالها» ساخته سامان مقدم که این روزها پس از سالها در شبکه نمایش خانگی در دسترس مخاطبان قرار گرفته، بار دیگر پرونده فیلمهای توقیفی را باز میکند با این سوال که، اساساً یک فیلم سینمایی قرار است چه تأثیری بر جامعه بگذارد که نمایش آن گاهی به چنان دغدغهای تبدیل میشود که یک اثر دو دهه از نمایش بازمیماند؟ پرسش مهمتر این است که مگر سینما چقدر مخاطب دارد که نمایش یک فیلم به اصطلاح مسئلهدار، نگرانیهایی چنان پایدار ایجاد کند که نتیجۀ آن کنار گذاشته شدن یک اثر برای سالها باشد؟
این سوالها در حالی مطرح میشوند که فیلمهای رفع توقیف شده سالهای گذشته، با پرسشی بزرگ از سوی مخاطبان مواجه شدند: دلیل جلوگیری از نمایش این آثار چه بوده است؟ چرا که در نهایت، نتیجۀ این نوع تصمیمهایی که برخی سینماگران آن را مصلحتی میدانند، نه حل یک دغدغه و نگرانی، بلکه از دست رفتن فرصت تماشای فیلمی بوده که شاید در زمان تولید خود میتوانست ارتباطی مؤثرتر و بهتر با مخاطب برقرار کند.
البته وجه تلختر این ماجرا زمانی آشکار میشود که برخی از همین فیلمهای توقیفی، سالها بعد به عنوان آثاری مهم، متفاوت و ارزشمند در کارنامه سازندگانشان و تاریخ سینمای ایران شناخته میشوند. نمونه روشن آن «باشو غریبه کوچک» است؛ فیلمی که وقتی بهرام بیضایی آن را در سال ۱۳۶۵ ساخت، سه سال مجوز نمایش نگرفت، اما امروز که هفت ماه از سفر ابدی بیضایی میگذرد و در شرایطی که کشور تجربه دو جنگ تحمیلی را در کمتر از یک سال پشت سر گذاشته، از این فیلم بیضایی به عنوان یکی از آثار ماندگار و "ضدجنگ" سینمای ایران یاد میشود؛ عنوانی که از قضا به عنوان یکی از دلایل توقیف در آن سالها برشمرده میشد. یا «آدمبرفی» که پس از درگذشت اکبر عبدی، سکانسهایی از هنرنمایی او در این فیلم مورد توجه قرار گرفت؛ اثری که در دهه ۷۰ به مسئله مهم مهاجرت میپرداخت ولی بخاطر زنپوشی اکبر عبدی، بعد از جشنواره فجر سیزدهم رسما توقیف شد و سه سال بعد مجوز اکران گرفت و بدون هیچ مشکلی از شبکههای تلویزیونی هم پخش شد.
تلختر از همه اینها زمانی است که برخی فیلمهای توقیفی آنقدر از نمایش رسمی دور میمانند که سرنوشتشان به انتشار نسخههای غیرقانونی گره میخورد و حسرت اکران روی پرده سینما …








