
اقتصادایرانی:
به گمانم وقتی میخواهیم در خصوص راهکار صحبت کنیم، ضروری است که به گذشته و شواهد نگاه دقیق و کارشناسی داشته باشیم. شواهد نشان میدهد که در طول این دو دهه و با تمام تلاشهایی که دولتهای مختلف، بانک مرکزی و سیاستگذاران پولی انجام دادهاند، اما تاثیر متغیر تحریم بیش از تاثیر سیاستهای داخلی بوده و در نتیجه بدون سیاستهایی برای رفع مسائل مرتبط با تحریم نه تنها شاهد کاهش تورم نبودهایم که مرتب با افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی نیز مواجه شدهایم. به عبارتی در چرخهای گرفتار آمدهایم که سیاستگذار برای تامین بودجه و حل چالشهای اقتصادی خود ناگزیر از تن دادن به افزایش نرخ ارز و کاهش ارزش پول ملی است و از سوی دیگر در پی سیاستگذاری برای کاهش تورم که اصولا در این چرخه باطل ناممکن است.
تمرکز بر تقویت اقتصاد داخل و ظرفیتهایی غیر از نفت و فرآوردههای نفتی نظیر گردشگری، صنایع دستی و... هم بهدلیل آنکه در تمام این سالها مورد توجه جدی نبوده است و سرمایهگذاری اقتصادی و اجتماعی لازم برای آن صورت نپذیرفته، نمیتواند بهعنوان یک راهحل در بازه زمانی کوتاهمدت مورد مداقه قرار گیرد. استفاده از ظرفیت داخل، حرکت به سمت رشد درونزا، تقویت ظرفیتهای محلی و منطقهای، استفاده از الگوهای تابآورانه اقتصادی، همگی راهحلهای مکملی هستند که در کاهش تورم موثر خواهند بود؛ اما حرکت به این سمت از یکسو نیازمند صبر و حوصله و زمانبندی میان و بلندمدت است که متاسفانه همت جدی در دولتها در این خصوص وجود نداشته و از سوی دیگر نیازمند باور و دانش کافی در این زمینه است که در این زمینه هم با خلأ مواجه هستیم. بنابراین ما در فضایی قرار داریم که از یکسو آمادگی لازم برای رشد درونزا را نداریم و از سوی دیگر رشد برونزا نیز بهدلیل تحریمها با چالش جدی مواجه است.
به این مسائل وقوع جنگ را هم باید اضافه کنیم. جنگی که سبب شده است تا توزیع منابع در جهت دفاع و تامین معیشت مدیریت شود و از سوی دیگر حمله به زیرساختهای کشور توان تولید را با چالش جدی مواجه ساخته است. برقراری ارتباط و تعاملات اقتصادی در منطقه و کشورهایی که ظرفیت همکاری مناسب با …












