
شاید رقم این بدهی در مقایسه با قراردادهای میلیاردی امروز فوتبال ایران ناچیز به نظر برسد، اما آنچه این پرونده را مهم میکند، ارزش مالی آن نیست؛ بلکه جایگاه کسی است که این طلب به نام او ثبت شده است.
آخرین قرارداد؛ آخرین طلب
منصور پورحیدری تا آخرین روزهای حضورش در استقلال، از این باشگاه جدا نشد. او در سال ۱۳۹۵ به عنوان مدیر فنی و عضو هیئتمدیره فعالیت میکرد و حتی در روزهایی که بیماری مجال چندانی برای حضور فعال به او نمیداد، همچنان کنار تیم بود. پس از درگذشت او مشخص شد که بابت آخرین قراردادش، حدود ۵۰ میلیون تومان از باشگاه طلبکار بوده است؛ مبلغی که در آن مقطع با توجه به نرخ ارز و شرایط اقتصادی، رقم قابل توجهی محسوب میشد.
با این حال، این طلب هرگز پرداخت نشد.
قراردادی که گم شد
ماجرای این بدهی، تنها به پرداخت نشدن آن ختم نمیشود. خانواده پورحیدری حدود یک سال پس از درگذشت او، برای دریافت مطالباتش به باشگاه مراجعه کردند اما با پاسخ عجیبی روبهرو شدند؛ قرارداد وجود ندارد و گم شده است. پس از آنکه خانواده نسخهای از قرارداد را ارائه کردند، مسئولان وقت وعده دادند که مطالبات در نوبت پرداخت قرار خواهد گرفت.
اما آن نوبت، هنوز فرا نرسیده است.
مدیران آمدند و رفتند؛ بدهی ماند
در این سالها استقلال مدیرعاملهای مختلفی را تجربه کرده، هیئتمدیره چندین بار تغییر کرده، ساختار مالکیتی باشگاه دستخوش تحول شده و منابع مالی قابل توجهی نیز وارد مجموعه شده است. باشگاه برای جذب بازیکنان و مربیان جدید، قراردادهای سنگین امضا کرده و هزینههای قابل توجهی انجام داده است؛ اما ظاهراً هیچیک از این تغییرات، فرصتی برای بستن پرونده آخرین طلب اسطوره باشگاه ایجاد نکرده است.
مسئله فقط ۵۰ میلیون تومان نیست
اگر امروز از زاویه اقتصادی به این پرونده نگاه کنیم، شاید ۵۰ میلیون تومان رقم بزرگی نباشد؛ اما اگر از زاویه فرهنگی و مدیریتی به آن بنگریم، ماجرا کاملاً متفاوت خواهد بود. باشگاههای بزرگ، پیش از آنکه با جامها شناخته شوند، با احترام به تاریخ و سرمایههای انسانی خود اعتبار پیدا میکنند. منصور پورحیدری تنها یک سرمربی موفق یا مدیر باشگاه نبود؛ او بخشی از هویت استقلال بود. کسی که سالها …













