
شرق
روزنامه شرق در گزارشی نوشت:
کنکور امسال که طی روزهای پنجشنبه و جمعه برگزار شد فقط یک آزمون نبود؛ ماهها انتظار، ابهام و بلاتکلیفی هم بخشی از آن را تشکیل میداد. تعویق 50روزه برگزاری کنکور و امتحانات نهایی، پس از چند ماه ابهام درباره زمان دقیق برگزاری آن، برنامه و ریتم زندگی بسیاری از داوطلبان و خانوادهها را برای مدتی طولانی تحت تأثیر قرار داد.
برای نوجوانی که باید خود را برای یک آزمون سرنوشتساز آماده کند، ندانستن اینکه «دقیقا چه زمانی باید آزمون بدهد» فقط یک مسئله اجرایی نیست؛ میتواند به فرسودگی روانی، دشواری در تنظیم هیجان و احساس مداوم آمادهباش منجر شود. حالا 18 روز پس از اتمام امتحانات نهایی پایه دوازدهم، کنکور هم برگزار شده است؛ اما داوطلبان و خانوادهها تازه وارد مرحله دیگری شدهاند: انتظار برای نتیجه. با انتشار کلید سؤالها از سوی سازمان سنجش، درصدها قابل تخمین هستند و طبیعی است بسیاری از داوطلبان بهدنبال محاسبه عملکرد، پیشبینی تراز و تخمین رتبهشان باشند. اما پس از دوره طولانی بلاتکلیفی، مهم است این مرحله را هم به بخش دیگری از همان چرخه اضطراب تبدیل نکنیم؛ چراکه در ساختار فعلی پذیرش دانشگاهها، نتیجه نهایی فقط به درصدهای آزمون سراسری وابسته نیست و سوابق تحصیلی نیز سهم قابل توجهی دارد. بنابراین درصدهای تخمینی، حتی اگر نسبتا دقیق باشند، بهتنهایی نمیتوانند نتیجه نهایی را مشخص کنند. از نظر روانشناختی، مسئله مهم این است که ذهن در شرایط فقدان قطعیت، تمایل دارد اطلاعات ناقص را به یک پاسخ قطعی تبدیل کند. بنابراین داوطلبان ممکن است از چند درصد تخمینی به رتبهای احتمالی برسند و از آنجا، آینده تحصیلی خود را پیشبینی کنند، درحالیکه هنوز اطلاعات کافی برای چنین قضاوتی وجود ندارد. پس مسئله فقط این نیست که «چه رتبهای میآورم؟»؛ مسئله این است که در فاصله میان آزمون و اعلام نتیجه، چگونه با ندانستن و ابهام در نتیجه کنار بیاییم. البته تخمین درصدها و بررسی عملکرد، بهخودیخود مسئلهای نیست. آنچه میتواند مشکلساز شود، تکرار مداوم این فرایند و گرهزدن آن به ارزشمندی و آینده فرد است. وقتی یک داوطلب در طول یک ماه آینده بارها درصدهایش را محاسبه میکند و آن را با همکلاسیهایش در میان میگذارد و سناریوهای مختلفی درباره رتبه خود میسازد، ممکن …






