
روزی روزگاری، فرهنگ خرید اقساطی در جامعه ما مفهوم و چارچوب مشخصی داشت. اقساط برای داراییهای سرمایهای و بلندمدت بود؛ برای سقفی بالای سر، خریدی برای خانه یا خودرویی زیر پا که ارزش افزودهاش در طول زمان، جفا و فشار اقساط را جبران میکرد. اما موج تورمهای متوالی، ناچیز شدن قدرت خرید و نابرابری میان درآمد و هزینهها، ساختار معیشت را دستخوش تغییری بنیادین کرده است. امروزه مردم برای حفظ همان سطح اولیه کیفیت زندگی و جلوگیری از حذف اقلام اولیه، دست به دامان شیوههای جدید خرید اعتباری شدهاند. نگاهی به دادهها و گزارشهای منتشرشده در رسانههای فناوری مالی، ابعاد حیرتانگیز این تحول را برملا میکند. بر اساس گزارشهای آماری سال ۱۴۰۴ رسانه «راه پرداخت»، سرویسهای اعتباری «اکنون بخر، بعدا پرداخت کن» تنها در یک پلتفرم مانند اسنپپی به بیش از ۱۳.۵ میلیون حساب ثبت شده و بیش از ۳.۵ میلیون کاربر فعال ماهانه دست یافتهاند. امروزه با همکاری با بیش از ۲۲ هزار فروشگاه آنلاین و شعب حضوری، خرید اقساطی نه تنها در حوزههای دیجیتال و پوشاک، بلکه به خط مقدم مصرف روزمره نفوذ کرده است. آمارها نشان میدهد که سفارشهای چهارقسطه جهشهای چند ده درصدی را ثبت میکنند و در روزهای کمپینهای فروش، رکوردهای فراتر از ۶۵۰ هزار ثبت سفارش در یک روز به چشم میخورد. کار به جایی رسیده که فروشگاههای سوپرمارکتی، لوازم آرایشی، شامپو و شویندهها و حتی قصابیها و پروتئینیها نیز امکان پرداخت قسطی را برای مشتریان خود فعال کردهاند. اما پشت پرده این جهش نمایی و استقبال پرشور چیست؟ پلتفرمها با سادهسازی مسیر اعتبارسنجی و جایگزین کردن تضامین سنگین بانکی با رفتارسنجی خریدار، ظاهر مسکن و نجات بخش به خود گرفتهاند.
در نگاه اول، اینکه بتوانید هزینههای جاری را در چند قسط تقسیم کنید، از روانشناسی فشار نقدینگی میکاهد. اما مکانیسمهای طراحیشده در الگوریتمهای اعتباری دقیقا بر روی ضعف رفتاری انسان دست میگذارند. زمانی که پرداخت مستقیم پول نقد از دوش کاربر برداشته میشود، درد پرداخت، کم رنگ شده و انگیزه مصرف بالا میرود. هرچقدر مشتری فعالتری باشید، سقف اعتبار و الگوی امتیازدهی شما ارتقا مییابد و اینجاست که خریدار، بیآنکه متوجه باشد، در تله نظام اعتباری گرفتار میشود. سرانجام این چرخه، پیش خور شدن مستمر درآمد …






