
اعتماد
بابک کاظمی در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: تحولات اخیر منطقه این پرسش مهم را پیش روی تحلیلگران قرار داده است که آیا جمهوری اسلامی ایران در حال عبور از الگوی سنتی بازدارندگی و ورود به مرحلهای تازه از راهبرد امنیتی خود است یا خیر؟ آنچه در روزهای اخیر مشاهده شد دستکم در سطح تحلیل این تصور را تقویت کرده است که تهران دیگر صرفا منتظر آغاز حمله از سوی طرف مقابل نمیماند و تلاش میکند با استفاده از ابزارهای نظامی و سیاسی، ابتکار عمل را نیز در اختیار بگیرد. در دهههای گذشته سیاست امنیتی ایران بیشتر بر اصل پاسخ متقابل استوار بود، به این معنا که هرگونه اقدام نظامی علیه ایران یا منافع آن با واکنش متناسب روبهرو میشد. این الگو اگرچه توانست هزینه اقدامات دشمنان را افزایش دهد، اما همواره این انتقاد را نیز به همراه داشت که زمان و مکان درگیری را طرف مقابل تعیین میکند و ایران تنها در مقام پاسخدهنده ظاهر میشود. اگر تحلیلهای موجود درباره رویداد اخیر درست باشد، اکنون میتوان از شکلگیری الگویی متفاوت سخن گفت. الگویی که بر پایه بازدارندگی فعال بنا شده است در این رویکرد صرف وجود نشانههایی از یک تهدید قریبالوقوع میتواند زمینه اقدام پیشدستانه را فراهم کند. هدف چنین راهبردی آغاز جنگ نیست، بلکه جلوگیری از شکلگیری شرایطی است که در نهایت به جنگی گسترده منجر شود. دیدارهای سیاسی میان رهبران امریکا و اسراییل همواره برای تهران دارای اهمیت راهبردی بوده است، زیرا بسیاری از تصمیمهای امنیتی و نظامی در چنین مقاطع حساسی مورد بررسی قرار میگیرد. اگر حمله اخیر را در همین چارچوب تحلیل کنیم، میتوان آن را بیش از آنکه یک عملیات صرفا نظامی بدانیم، یک پیام سیاسی ارزیابی کرد. پیامی که مخاطب اصلی آن تصمیمگیران امریکایی بودند تا هزینه ورود به هرگونه ماجراجویی تازه علیه ایران را از پیش محاسبه کنند. در این میان نوع تسلیحات مورد استفاده نیز میتواند حامل پیام باشد. برخی تحلیلگران معتقدند استفاده از موشکهای قدیمیتر در چنین عملیاتی شاید به معنای آن باشد که هدف اصلی ایجاد خسارت گسترده نبوده، بلکه ارسال یک هشدار حساب شده مدنظر قرار داشته است.
در روابط بینالملل گاهی قدرت واقعی نه در میزان تخریب، بلکه در توانایی ارسال پیام بدون عبور از آستانه یک جنگ فراگیر معنا پیدا میکند.
بازدارندگی …












