
رحمن پاداش فعال سیاسی-اجتماعی
گاهی برای فهم و ادراک مسائل مربوط به جهان مادی از دستهبندی و طبقهبندی کردن استفاده میشود. اگر چه این موضوع شاید در پارهای موارد روشنگر و کمککننده باشد ولی هنگامی که با جامعه انسانی سر و کار داریم و قرار است مسائل و موضوعات سیاسی و اجتماعی را مورد بررسی قرار دهیم، دسته بندی کردن انسانها و طبقهبندی آنها چه بسا میتواند بسیار خطرناک و غیرسازنده باشد.
از این رو علمای سیاست و علوم اجتماعی تا جای ممکن تذکر دادند و تاکید کردند که از ایجاد فضایی که باعث دو یا چند قطبی کردن جوامع انسانی میشود بشدت پرهیز شود. چرا که میتواند به عاملی بر علیه خود تبدیل شده و از حل مسائل مربوطه جلوگیری کند. اما در کشور ما گویی هر کمکی برای جلوگیری از طبقه بندی مردم کاری است عبث و بیهوده و همیشه عدهای هستند که رسالت خود را «دمیدن بر آتش» اختلافات و «ما در برابر آنها» تعریف کردند. شاید یکی از دلایل آن به این بر میگردد که جامعه و نخبگان ما بیش از هر جایی دیگر سیاست زده شدهاند.
هر مسالهای در کشور اعم از سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و حتی ورزشی بلافاصه رنگ و بوی سیاست به خود میگیرد و امکان حل آن از بین میرود. دو طرف مساله خود را صاحبان حق قلمداد کرده و دیگری را مخالف و حتی معاند در نظر میگیرند. بدیهی است که جامعه، حاکمیت، بافت فرهنگی و شرایط کشور در آن نقش دارند و نمیتوان تاثیر متقابل آنها بر یکدیگر را نادیده گرفت. البته این موضوع صرفا مختص به کشور ما نبوده و نخواهد بود. به عنوان مثال، اگر چه میتوان هوادار سرسخت یکی از دو تیم فوتبال حرفه ای مثل لیورپول و منچستر بود (رقبای سرسخت همدیگر که گاهی زد و خوردهای شدیدی بین آنها در میگیرد) ولی دیده شده در هنگامه بحران ملی این رقابت از بین رفته و جای آن عواطف انسانی مینشیند و البته بالعکس. اخیراً پرونده جامجهانی فوتبال با قهرمانی اسپانیا بسته شد ولی عملکرد کشورمان در این رقابتها و حواشی ایجاد شده پیرامون آن همچنان کم و بیش وجود دارد.
علیرغم عملکرد متوسط تیم ملی، از یک طرف منتقدین و از طرف دیگر حامیان آن بدون در نظر گرفتن شرایط خاص کشور، شرایط تیمها، افزایش سهمیهها، عملکرد تیم ملی و … «شمشیر از رو بسته» و به دور از انصاف نسبت به تخریب یکدیگر گوی سبقت را ربودند. …












