شلوغی کافهها در روزگاری که تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی بخش مهمی از زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است، در نگاه نخست یک تناقض به نظر میرسد: اگر سفرهها کوچکتر شدهاند، چرا کافهها همچنان مشتری دارند؟ آیا این پدیده نشانه رفاه است یا واکنشی روانی و اجتماعی به فشارهای اقتصادی؟ پاسخ، احتمالاً نه در یکی از این دو قطب، بلکه در ترکیبی از تغییر الگوی مصرف، تحول سبک زندگی و تلاش انسان برای حفظ کیفیت زندگی در شرایط دشوار نهفته است. در ادبیات رفتار مصرفکننده مفهومی با عنوان «اثر رژ لب» (Lipstick Effect) وجود دارد که بر اساس آن، در دورههای فشار اقتصادی، ممکن است بخشی از مصرفکنندگان از خریدهای بزرگ و پرهزینه فاصله بگیرند، اما همچنان برای کالاها و تجربههای کوچک و نسبتاً دسترسپذیر هزینه کنند. البته این مفهوم را نباید یک قانون اقتصادی قطعی دانست؛ شواهد تجربی درباره آن یکدست نیست و رفتار مصرفکنندگان در بحرانها به درآمد، فرهنگ، سن، انتظارات و ساختار اجتماعی بستگی دارد. از این منظر، کافه را نمیتوان «رژ لب اقتصادی» جامعه ایران نامید، اما میتوان آن را یکی از مصادیق مصرف تجربهای در شرایط محدودیت اقتصادی دانست. کسی که خرید خانه، خودرو یا سفر خارجی برایش دور از دسترس شده است، ممکن است همچنان بخواهد ساعتی در محیطی متفاوت بنشیند، با دوستی گفتوگو کند، مطالعه کند یا احساس کند هنوز بخشی از «زندگی عادی» را در اختیار دارد. این پدیده در کشورهای دیگر نیز با اشکال متفاوت دیده شده است. در ژاپن، در دورههای طولانی رکود و رشد پایین، بخشی از مصرفکنندگان به جای کالاهای بزرگ، به تجربههای کوچک، کالاهای کمقیمت و لذتهای روزمره روی آوردهاند. در کره جنوبی نیز گسترش فرهنگ کافهنشینی را نمیتوان صرفاً با وضعیت اقتصادی توضیح داد؛ کافه به بخشی از سبک زندگی، کار، مطالعه و روابط اجتماعی نسل جوان تبدیل شده است. در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین نیز در دورههای تورمی، الگوهای مصرف به سمت خریدهای کوچکتر، دفعات بیشتر و تلاش برای حفظ برخی عادتهای اجتماعی تغییر کرده است. بنابراین، اصل ماجرا جهانی است، هرچند شکل بروز آن در هر جامعه متفاوت است. از این منظر، یک اشتباه تحلیلی آن است که شلوغی کافهها را نشانه رفاه عمومی تلقی کنیم. کافهنشینان الزاماً نماینده کل جامعه نیستند و بخشی از شهروندان ممکن است به دلیل فشار اقتصادی اساساً امکان استفاده از چنین فضاهایی را نداشته باشند. بنابراین، «کافه شلوغ است» نمیتواند به معنای «جامعه مرفه است» باشد؛ همانگونه که «کافه شلوغ است» به خودی خود اثبات نمیکند که جامعه در وضعیت فروپاشی روانی قرار دارد. کافهها را باید در چارچوب مفهوم «فضای سوم» نیز فهم کرد؛ مفهومی که ری اولدنبرگ در کتاب The Great Good Place مطرح کرد. فضای سوم، محیطی میان خانه و محل کار است که امکان معاشرت، گفتوگو و شکلگیری پیوندهای اجتماعی را فراهم میکند. از این منظر، رشد کافهها فقط یک اتفاق اقتصادی نیست؛ نشانه تغییر در شیوه سازمانیابی روابط اجتماعی نیز هست. اینجاست که مفهوم «حق بر شهر» اهمیت پیدا میکند. شهر فقط خیابان، ساختمان و محل کار نیست؛ شهروند به فضاهایی برای گفتوگو، فراغت، فرهنگ، ارتباط و تجربه جمعی نیز نیاز دارد. اگر فضای عمومی باکیفیت محدود باشد، کافه، کتابفروشی، پارک، مرکز فرهنگی و فضاهای مشابه میتوانند بخشی از این خلأ را پر کنند. اما در اینجا باید از یک رمانتیکسازی دیگر نیز پرهیز کرد. کافه الزاماً «آخرین سنگر کرامت انسانی» نیست و قهوه نیز «داروی مسکن اجتماعی» به معنای دقیق کلمه نیست. مصرف میتواند هم به انسان فرصت تنفس بدهد و هم به ابزاری برای فرار از واقعیت تبدیل شود. مسئله زمانی نگرانکننده است که جامعه به جای اصلاح ریشههای فقر، ناامیدی و نااطمینانی، صرفاً به مصرفهای کوچک برای تحمل بحران پناه ببرد. در همین نقطه، بحث اقتصاد و اخلاق اجتماعی به یکدیگر میرسند. جامعهای که قدرت خرید، امنیت شغلی، امید به آینده و امکان تشکیل خانواده در آن کاهش مییابد، فقط با مسئله اقتصادی مواجه نیست؛ بلکه با مسئله کیفیت زیست و سرمایه اجتماعی نیز روبهروست. از همین منظر، بحث «حیا و عفت» نیز باید با دقت بیشتری از بحث «حجاب» تفکیک شود. حجاب، پوشش است؛ اما حیا و عفت مفاهیمی گستردهترند و به شیوه رفتار، گفتار، روابط انسانی، رعایت حرمت دیگری و مسئولیت اخلاقی مربوط میشوند. بیحجابی را نمیتوان بهصورت خودکار معادل بیعفتی دانست؛ همانگونه که پوشش ظاهری نیز بهتنهایی نمیتواند معیار کامل اخلاق انسان باشد. جامعه سالم، جامعهای نیست که تنها از طریق اجبار، ظاهر افراد را یکسان کند؛ بلکه جامعهای است که در آن وقار، حیا، احترام متقابل و مسئولیت و ارزشهای درونی و اجتماعی تبدیل شده باشند. اگر قرار باشد درباره پوشش و اخلاق عمومی گفتوگو کنیم، بهتر است به جای ایجاد تقابل میان «باحجاب» و «بیحجاب»، بر تقویت فرهنگ احترام، کرامت انسانی، رعایت حقوق دیگران و مرزهای اخلاقی تأکید کنیم. در چنین چارچوبی، حتی کافه نیز معنای تازهای پیدا میکند. مسئله فقط این نیست که جوان ایرانی چرا برای یک فنجان قهوه هزینه میکند؛ مسئله این است که او در جهانی که بسیاری از انتخابهای بزرگ زندگی برایش دشوار یا ناممکن شده، چگونه میکوشد هنوز چیزی از اختیار، معاشرت، زیبایی و لذت زندگی را برای خود حفظ کند. بنابراین، شلوغی کافهها را نه باید نشانه ثروتمندی جامعه دانست و نه نشانه فروپاشی آن. این پدیده بیشتر میتواند نشانه جامعهای باشد که در حال بازتنظیم سبد مصرف، سبک زندگی و شیوههای تحمل و مدیریت فشار اقتصادی و اجتماعی است. مسئولیت سیاستگذار نیز آن نیست که با دیدن این نشانهها صرفاً درباره سبک زندگی مردم داوری کند؛ بلکه باید بپرسد چرا دستیابی به مسکن، سفر، تفریح، فرهنگ، ازدواج، اشتغال و آیندهای قابل پیشبینی برای بخش بزرگی از نسل جوان دشوار شده است. جامعه سالم به «فنجان قهوه» نیاز دارد، اما بیش از آن به امکان انتخاب، امید به آینده، فضای عمومی امن، اخلاق اجتماعی و اقتصادی نیاز دارد که انسان را مجبور نکند برای تجربهای کوچک از زندگی، هزینهای سنگین بپردازد. شاید پرسش اصلی این نباشد که چرا کافهها شلوغاند؛ پرسش عمیقتر این است: چرا در روزگار فشار، انسان بیش از همیشه به فضاهای کوچکی نیاز پیدا کرده است که در آنها بتواند برای ساعتی احساس کند هنوز زندگی جریان دارد؟ مفهوم «Lipstick Effect» در ادبیات رفتار مصرفکننده؛ با این ملاحظه که اعتبار آن بهعنوان یک قانون عمومی اقتصادی قطعی، محل بحث و مناقشه تجربی است.
روزنامه همدلی / ۲۵ ساعت قبل
زندگی روی دور «اثر رژ لب» - همدلی
بهمن اکبری فعال رسانه ای شلوغی کافهها در روزگاری که تورم، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی اقتصادی بخش مهمی از زندگی مردم را تحت تأثیر قرار داده است، در نگاه نخست یک تناقض به نظر میرسد: اگر سفرهها کوچکتر شدهاند، چرا کافهها همچنان مشتری دارند؟ آیا این پدیده نشانه رفاه است یا واکنشی روانی [ ]


درگذشت ستاره زن سریال «قهرمانان» در ۳۶ سالگی
آرمان امروز : هیدن پنیتیر بازیگر نقش اصلی سریال «قهرمانان» و «نشویل» و فیلمهای «جیغ ۴» و «جیغ ۶»، (یکشنبه) درگذشت. هیدن پنیتیر بازیگر جوان «قهرمانان» و «جیغ» در ۳۶ سالگی درگذشت. هیدن پنیتیر بازیگر نقش اصلی سریال «قهرمانان» و «نشویل» و فیلمهای «جیغ ۴» و «جیغ ۶»، دیروز (یکشنبه) درگذشت. پنتیر از سال ۱۹۹۴، [ ]

سهم خرید استانی پالایشگاه اصفهان
دنیای اقتصاد – اصفهان: مدیرعامل، معاونان و مدیران ارشد شرکت پالایش نفت اصفهان در نشست مشترک با اعضای انجمن سازندگان تجهیزات صنعت نفت استان اصفهان، بر تقویت همکاری با سازندگان داخلی و استفاده از ظرفیت شرکتهای بومی تاکید کردند.

واکنش عطاالله مهاجرانی به حمله اخیر علیه «داریوش»
پس از انتشار قطعه «توهم توطئه» توسط داریوش اقبالی و واکنشهای گستردهای که این اثر به دنبال داشت، سید عطاءالله مهاجرانی ـ وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی ـ در این راستا متنی را منتشر کرد.

پایان افسانه «غریبههای خطرناک»؛ به جای ترساندن، کودک را «توانمند» کنید
آموزش امنیت به کودک، فراتر از ترساندن اوست؛ تغییر رویکرد از «دوری از غریبهها» به «شناخت رفتارهای امن»، کلید توانمندسازی اوست. بهجای بیاعتمادی مطلق، والدین باید با آموزش مهارت «نه» گفتن و تعریف «بزرگسال امن»، فرزندشان را برای مواجهه با تهدیدها آماده کنند. در این مسیر، حفظ آرامش خانواده و پرهیز از پنهانکاری، ضامن سلامت روان کودک است.

حمله از رئال به رودری: نیامدی و بهشت را از دست دادی
یکی از معروفترین رئالیهای فوتبال اسپانیا پس از پیوستن رودری به بارسلونا به این بازیکن حمله کرد.

دونالد ترامپ

تکنولوژی
تازه های اکوسیستم استارتاپی و کارآفرینی در ایران. پوشش آخرین اخبار تولد و سرمایه گذاری بر روی کسب و کارهای نوپا در سیلیکون ولی و جهان.

دیپلماسی با چاشنی پول و نفوذ | امارات چطور لقب اسپارت کوچک را گرفت؟
اقتصادنیوز: آنچه در سال ۲۰۰۶ با شکست یک معامله بندری آغاز شد، امروز به رابطهای بسیار پیچیدهتر تبدیل شده است؛ رابطهای که در آن سرمایه امارات، فناوری آمریکا، امنیت خاورمیانه و سیاست داخلی واشنگتن به شکلی بیسابقه در هم تنیده شدهاند.
