
به گزارش خبرگزاری ایمنا، تاریخ سیاسی ایران یک تجربه مهم را بارها تکرار کرده است؛ هرگاه یک قدرت خارجی، منافع و نفوذ خود را در تضاد با استقلال ایران دیده، تلاش کرده است از ظرفیتهای داخلی برای تغییر معادلات کشور استفاده کند. هفت دهه پیش، این مداخله در قالب کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و با شبکهای از عوامل سیاسی، نظامی، رسانهای و خیابانی دنبال شد؛ دههها بعد، همان منطق با ابزارهایی متفاوت و در محیطی پیچیدهتر خود را نشان داد.
از این منظر، مقایسه ۲۸ مرداد با حوادث ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴، مقایسه دو واقعه مشابه نیست؛ بلکه مقایسه دو الگوی مداخله در دو دوره متفاوت تاریخی است. در یکی، تانک و شبکه خیابانی در کنار عملیات اطلاعاتی قرار گرفت و در دیگری، رسانه، شبکههای اجتماعی، فشار اقتصادی، جنگ شناختی و سازماندهی میدانی در کنار یکدیگر قرار گرفتند. تفاوت در ابزارهاست؛ مسئله اصلی اما همچنان نسبت میان فشار خارجی، شکافهای داخلی و تلاش برای تغییر نظم سیاسی ایران است.
۲۸ مرداد؛ کودتایی که از بیرون طراحی شد و از داخل به نتیجه رسید
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمیتوان تنها با تصاویر خیابانهای تهران و حرکت نیروهای نظامی توضیح داد. پشت این واقعه، مجموعهای از اقدامات اطلاعاتی و سیاسی قرار داشت که با نقشآفرینی آمریکا و انگلیس، حمایت مالی و سازماندهی نیروهای مختلف همراه شد.
ملیشدن صنعت نفت و تلاش دولت مصدق برای خارجکردن منابع نفتی از سلطه بریتانیا، معادلاتی را برهم زد که قدرتهای خارجی سالها به آن عادت کرده بودند. فشار اقتصادی و سیاسی علیه ایران افزایش پیدا کرد و در نهایت، عملیات آژاکس بهعنوان طرحی برای سرنگونی دولت مصدق اجرا شد.
اما تجربه ۲۸ مرداد یک نکته مهمتر هم دارد: کودتا هرگز تنها یک عملیات خارجی نیست.
قدرت خارجی میتواند طراحی کند، پول بدهد، شبکه بسازد و عملیات روانی انجام دهد، اما برای به نتیجه رسیدن، به شکافهای داخلی نیاز دارد. اختلاف میان نیروهای سیاسی، بحران اقتصادی، ضعف اعتماد عمومی و چندپارگی ساختار سیاسی، همان زمینی بود که مداخله خارجی توانست در آن عمل کند. به همین دلیل، ۲۸ مرداد تنها داستان دخالت آمریکا و انگلیس نیست، داستان اهمیت انسجام داخلی در برابر مداخله خارجی نیز هست. از کودتای کلاسیک تا کودتای ترکیبی
در دهه ۳۰، برای سرنگونی …












