
به گزارش خبرگزاری ایمنا، «شیخ اعظم»؛ همین دو کلمه کافی است تا برای بسیاری از مخاطبان، نام شیخ مرتضی انصاری تداعی شود؛ فقیهی که نامش در تاریخ فقاهت شیعه جایگاهی بلند دارد اما تاریخ، معمولاً آدمها را کوتاهتر از آنچه واقعاً بودهاند روایت میکند. یک نام، یک عنوان، چند تاریخ و چند سطر درباره آثار و شاگردان و بعد، تمام در حالی که زندگی انسانها در چند سطر خلاصه نمیشود.
شاید همین مسئله، نقطه شروع «نخل و نارنج» باشد؛ کتابی نوشته وحید یامینپور که تلاش میکند زندگی شیخ مرتضی انصاری را از قالب یک زندگینامه خشک و رسمی بیرون بیاورد و آن را به قصهای تبدیل کند که مخاطب بتواند با شخصیت اصلیاش همراه شود.
«نخل و نارنج» نخستین رمان یامینپور است که در سال ۱۳۹۷ از سوی انتشارات کتاب جمکران منتشر شد و خیلی زود مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. این اثر در ادامه به چاپهای متعدد رسید و بر اساس گزارش مجمع ناشران انقلاب اسلامی در مرداد ۱۳۹۹ به چاپ چهلوسوم رسیده و شمارگانش از ۶۳ هزار نسخه گذشته بود.
اما راز توجه به این کتاب را باید فراتر از آمار چاپ جستوجو کرد؛ در انتخاب شخصیتی که نویسنده برای روایت برگزیده و در تصمیم او برای تبدیل یک زندگی تاریخی به داستان.
یک فقیه در قامت قهرمان داستان
شیخ مرتضی انصاری در سال ۱۲۱۴ هجری قمری در دزفول متولد شد و در سال ۱۲۸۱ هجری قمری در نجف از دنیا رفت. او از فقهای برجسته شیعه بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد. نامهایی همچون میرزا محمدحسن شیرازی در شمار شاگردان و متأثران از مکتب علمی او قرار دارند اما آنچه «نخل و نارنج» را از یک شرح حال معمولی جدا میکند، همین اطلاعات نیست.
یامینپور سراغ زندگی این فقیه رفته تا مخاطب فقط با «شیخ مرتضی انصاری تاریخ» روبهرو نباشد، بلکه با انسانی روبهرو شود که در یک دوره پرحادثه زندگی کرده، مسیر علمی خود را طی کرده، با مسائل اجتماعی و سیاسی زمانهاش مواجه شده و در نهایت به یکی از مهمترین چهرههای علمی عصر خود تبدیل شده است.به بیان دیگر، کتاب تلاش میکند از عنوان به انسان برسد.
عنوان کتاب، شاید یکی از نخستین چیزهایی باشد که مخاطب را متوقف میکند.«نخل و نارنج» در همان ابتدا تصویری از جنوب و عراق، از دزفول و نجف، در ذهن میسازد؛ …








