
به گزارش خبرگزاری ایمنا، کمالگرایی در نگاه نخست ممکن است یک ویژگی مثبت به نظر برسد؛ اینکه فرد برای بهتر انجام دادن کارها تلاش کند، از تواناییهای خود بیشترین استفاده را ببرد و برای رسیدن به اهدافش استانداردهای بالایی داشته باشد، اما همین ویژگی، زمانی که از حد تعادل خارج شود، میتواند به عاملی برای فرسودگی ذهنی و کاهش کیفیت زندگی تبدیل شود.
مرز میان تلاش برای پیشرفت و گرفتار شدن در چرخه کمالطلبی همیشه بهسادگی قابل تشخیص نیست. فرد ممکن است در ظاهر بسیار پرتلاش، دقیق و مسئولیتپذیر باشد، اما در درون خود با ترس از اشتباه، نگرانی از قضاوت دیگران و احساس کافی نبودن دستوپنجه نرم کند.
در چنین شرایطی، موفقیت دیگر احساس رضایت ایجاد نمیکند، چراکه ذهن فرد به جای دیدن مجموعه عملکرد، روی کاستیها و خطاهای کوچک متمرکز میشود. ممکن است دستاوردی قابل توجه به دست آمده باشد، اما یک نقص جزئی تمام نتیجه را تحتالشعاع قرار دهد و فرد را به این باور برساند که آنطور که باید موفق نبوده است.
از سوی دیگر، کمالگرایی میتواند حتی پیش از آغاز یک کار، مانع حرکت فرد شود. ترس از اینکه نتیجه نهایی به اندازه کافی خوب نباشد، گاهی فرد را به سمت تعلل، اجتناب و عقب انداختن تصمیمها سوق میدهد؛ موضوعی که نشان میدهد میل به بینقص بودن، در صورت افراط، میتواند درست در نقطه مقابل پیشرفت قرار گیرد.
کمالطلبی؛ ویژگی مثبت یا مانعی پنهان در مسیر پیشرفت؟
پژمان عقدک، پزشک و سخنگوی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه کمالطلبی یا کمالگرایی در اصل به معنای تلاش برای بهتر انجام دادن امور و رسیدن به سطح مطلوبی از عملکرد است و به خودی خود موضوع منفی و آسیبزایی محسوب نمیشود، اظهار کرد: اینکه انسان برای پیشرفت خود هدف داشته باشد، برای انجام درست مسئولیتهایش تلاش کند، بخواهد عملکرد خوبی داشته باشد و از تواناییهایش به بهترین شکل استفاده کند، طبیعی و حتی ارزشمند است، اما مسئله از جایی آغاز میشود که «باید بینقص باشم» جای «باید خوب و درست تلاش کنم» را بگیرد.
وی با بیان اینکه در این شرایط، فرد دیگر فقط به دنبال پیشرفت نیست، بلکه احساس میکند هر کاری را باید در بالاترین سطح ممکن و بدون کوچکترین خطا انجام دهد و در غیر این صورت، …












