
به گزارش خبرگزاری ایمنا، در پیادهروی جاماندگان اربعین، گاهی باید سر را بالا گرفت تا روایت دیگری را دید؛ روایتی که نه روی صورت آدمها، بلکه در قامت پرچمهایی بلند و برافراشته نوشته شده است. پرچمهایی که در باد تکان میخورند، روی شانهها سنگینی میکنند و در میان انبوه جمعیت، نشانی از یک باور مشترکاند. در این مسیر، پرچمها فقط تکههایی از پارچه نیستند و هرکدام پیامی با خود حمل میکنند؛ پیامی از جنس ایستادگی، مقاومت، دلدادگی و امید.
در میان سیل جمعیتی که آرام و پیوسته قدم برمیدارند، چشمها گاهی روی یک عبارت مکث میکند: «باید برخاست»؛ جملهای کوتاه، اما سنگین، انگار قرار نیست فقط روی یک پرچم نوشته شده باشد، بلکه باید در میان این جمعیت خوانده شود و به یک دعوت تبدیل شود. دعوتی برای برخاستن، برای ادامه دادن، برای ایستادن در برابر سختیها و برای فراموش نکردن مسیری که از کربلا تا امروز امتداد پیدا کرده است.
پرچم «باید برخاست» در میان جمعیت، تصویری از یک ملت را تداعی میکند؛ ملتی که روایتش تنها روایت نشستن و تماشا کردن نیست. گویی این جمله، خلاصهای از همان چیزی است که بسیاری از زائران با قدمهایشان میگویند که باید ایستاد، باید ادامه داد و نباید اجازه داد داغها، فقدانها و فشارهای باطل دشمنان راه را متوقف کنند. در این قاب، حرکت جمعیت با حرکت پرچمها یکی میشود؛ باد میوزد، پرچم بالا میرود و آدمها همچنان قدم برمیدارند.
«یا لثارات الحسین»؛ پرچمی برای یک انتظار
کمی آنسوتر، پرچمهایی با عبارت «یا لثارات الحسین» در میان جمعیت دیده میشوند؛ عبارتی که برای بسیاری از عاشقان اهلبیت(ع)، یادآور خونخواهی و ادامه راهی است که از واقعه عاشورا آغاز شده است. این پرچمها در فضای پیادهروی، فقط یک نشانه مذهبی نیستند؛ برای بسیاری از زائران، نمادی از انتظار، عدالتخواهی و ایستادن بر سر آرمانی هستند که قرنهاست در حافظه شیعه زنده مانده است.
پرچمها در دست مردم بالا میروند و پایین میآیند، اما پیامشان ثابت میماند. «یا لثارات الحسین» در میان صدای نوحه و ذکر و قدمهای پیادهروها، انگار بخشی از یک روایت بزرگتر است؛ روایتی که در آن، عاشورا یک خاطره دور نیست، بلکه حقیقتی زنده است که هنوز در رفتار و باور آدمها جریان …













