
به گزارش خبرگزاری ایمنا از کربلای معلی، گاهی مسیر رسیدن به کربلا از جادههای طولانی نمیگذرد؛ از یک نیت میگذرد، از یک «یا حسین» که سالها در دل مانده و فرصتی برای اجابت نداشته است. برای بعضیها، زیارت اربعین رؤیایی بود که هر سال با دیدن تصاویر پیادهروی میلیونها عاشق، آهی بر دلشان مینشاند؛ رؤیایی که امسال نه با عنوان زائر، بلکه با افتخار «خادم» محقق شد.
ظهر یازدهم مرداد، خیابان شهدای شهر کربلا حال و هوای دیگری داشت. صدها نفر با لباسهای فیروزهایرنگ خدمت، در سکوتی آمیخته با شوق، در کنار هم صف کشیده بودند. نه برای یک مراسم تشریفاتی، نه برای ثبت یک عکس یادگاری؛ آمده بودند تا پیش از آنکه میلیونها زائر از این مسیر عبور کنند، خیابانهای منتهی به حرم سیدالشهدا(ع) را با دستان خود جارو بزنند و غبار از مسیر عاشقی بردارند.
در میان این صف، چهرههایی دیده میشد که هر کدام روایت متفاوتی از رسیدن به کربلا داشتند؛ جوانانی که برای نخستین بار قدم در این سرزمین گذاشته بودند، مردانی که سالها آرزوی زیارت را در دل داشتند و اکنون موهای سپیدشان شاهد تحقق آن آرزو بود، نیروهای خدمات شهری، پاکبانان، کارکنان شهرداری و داوطلبانی که از شهرها و روستاهای مختلف استان اصفهان، تنها با یک انگیزه راهی این مسیر شده بودند؛ خدمت به زائران حضرت اباعبدالله الحسین(ع).
لباس فیروزهای؛ نشانی از عشق و خدمت
شاید اگر «پویش نذر حسین(ع)» شکل نگرفته بود، بسیاری از همین خادمان همچنان چشمانتظار فرصتی برای زیارت میماندند؛ اما امروز، تقدیر برای آنان شکل دیگری رقم زده است. آنان نهتنها به کربلا رسیدهاند، بلکه افتخار یافتهاند لباس خدمت بر تن کنند؛ لباسی که برای بسیاری از عاشقان اهلبیت(ع)، ارزشش کمتر از لباس احرام نیست.
در این میان، هیچکس از سختی گرمای کربلا سخن نمیگوید. کسی از ساعتهای طولانی کار، جارو زدن خیابانها یا جمعآوری زبالهها گلایه ندارد. آنچه میان همه مشترک است، احساسی است که در واژهها نمیگنجد؛ احساسی که هر بار نام حسین(ع) برده میشود، در چشمانشان برق میزند.
خدمت در کربلا برای این خادمان، یک مأموریت اداری نیست؛ عهدی عاشقانه است. عهدی که از اصفهان آغاز شده و در کوچههای منتهی به حرم سیدالشهدا(ع) ادامه یافته …













