
به گزارش خبرگزاری ایمنا، قبل از ورود به عصر هوش مصنوعی، تصور میکردیم مرز میان کشورهای ضعیف و قوی را درآمد نفت، صنعت یا حتی قدرت نظامی مشخص میکند، البته درست هم تصور میکردیم، اما حالا مرز تازهای در حال شکلگیری است؛ مرزی که نه روی نقشهها دیده میشود و نه با سیمخاردار از هم جدا شده است. این مرز از دل کابلهای فیبر نوری، مراکز داده، تراشههای پیشرفته و الگوریتمهای هوش مصنوعی عبور میکند.
امروز بعضی کشورها مشغول آموزش هوش مصنوعی برای حل پیچیدهترین مسائل خود هستند و بعضی دیگر هنوز برای دسترسی پایدار به اینترنت یا تامین برق مراکز آموزشی خود با مشکل دستوپنجه نرم میکنند. این همان پدیدهای است که کارشناسان توسعه آن را «فقر فناوری» مینامند؛ بحرانی که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان میتواند به بزرگترین مانع توسعه در قرن بیستویکم تبدیل شود.
تا همین چند سال پیش، اصطلاح شکاف دیجیتال بیشتر به تفاوت دسترسی مردم به اینترنت اشاره داشت، اما گزارشهای جدید بانک جهانی، کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل (UNCTAD)، اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) و برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP) نشان میدهد جهان وارد مرحلهای تازه شده است؛ دیگر مسئله فقط داشتن اینترنت نیست، بلکه داشتن توانایی تولید، مالکیت و بهرهبرداری از فناوریهای پیشرفته، از هوش مصنوعی و رایانش ابری گرفته تا نیمههادیها، مراکز داده و زیرساختهای پردازشی، معیار اصلی قدرت کشورها محسوب میشود.
شاید تعجبآورترین آمار این گزارشها، مربوط به جمعیتی باشد که هنوز از اقتصاد دیجیتال جهان جا ماندهاند؛ بر اساس برآوردهای ITU، حدود سه میلیارد نفر در جهان هنوز به اینترنت دسترسی مؤثر ندارند یا امکان استفاده واقعی از خدمات دیجیتال را پیدا نکردهاند.
نکته مهم اینجاست که در بسیاری از این کشورها شبکه مخابراتی وجود دارد، اما هزینه بالای اینترنت، قیمت گران تلفن هوشمند، کمبود برق، نبود سواد دیجیتال و ضعف زیرساختها موجب شده میلیونها نفر عملا نتوانند وارد اقتصاد دیجیتال شوند، به همین دلیل کارشناسان اکنون از اصطلاح «Usage Gap» استفاده میکنند؛ یعنی اینترنت هست، اما امکان استفاده از آن وجود ندارد.
در همین حال، جهان با سرعتی بیسابقه به سمت هوش مصنوعی حرکت میکند، اما این …








