
به گزارش خبرگزاری ایمنا، حامد ناجی امروز _سهشنبه سوم شهریور_ در نشست رونمایی و نقد کتاب «فلسفه تطبیقی و روش؛ رویههای معاصر و امکانهای آینده» با اشاره به اهمیت گفتوگو میان سنتهای فلسفی اظهار کرد: «بحث فلسفه تطبیقی از یک جهت به مسئله وحدت و کثرت بازمیگردد و فیلسوف در اینجا باید نسبت خود را با این دو مفهوم مشخص کند؛ اینکه آیا میخواهد از کثرت به وحدت برسد یا وحدت را اصل قرار دهد و ظهور آن را در کثرت جستوجو کند.»
وی با اشاره به خوانشهای مختلف از فلسفه افلاطون افزود: «افلاطون در بحث وحدت و کثرت نشان میدهد که هر دو سوی این مسئله با چالشهایی مواجه هستند؛ اگر جهان خارج را کاملاً کثیر بدانیم، وحدتی که خود کثرت از آن تشکیل شده است قابل توضیح نیست و اگر وحدت محض را بپذیریم، نمیتوانیم کثرت موجودات را توضیح دهیم.»
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان ادامه داد: «این نکته در فلسفه تطبیقی اهمیت پیدا میکند؛ زیرا وقتی از فلسفه تطبیقی سخن میگوییم، باید مشخص کنیم که آیا کثرت سنتها را میپذیریم یا خیر و در صورت پذیرش کثرت، آیا در پس آن وحدتی را نیز قبول داریم یا نه.»
وی با بیان اینکه نوع نگاه به وحدت و کثرت، باب پژوهشهای مختلفی را باز میکند، تصریح کرد: «اگر قرار باشد وحدتی در پس کثرت سنتها وجود داشته باشد، باید مشخص کنیم این وحدت چه نوع وحدتی است؛ وحدتی فائقه یا استعلایی، و همین مسئله میتواند زمینه پژوهشهای بیشتری را فراهم کند.»
ناجی در ادامه با اشاره به ساختار کتاب «فلسفه تطبیقی و روش» گفت: «برای اینکه دوستان با بحث کتاب انس بیشتری پیدا کنند، برای پنج بخش کتاب مثالهایی طراحی کردهام تا بتوانم فضای کلی مقالات را با مثالهای سادهتر توضیح دهم؛ چراکه این کتاب کتاب آسانی نیست و ترجمه آن نیز کار طاقتفرسایی بوده است.»
وی با طرح نخستین مثال، مسئله معیار مقایسه در فلسفه تطبیقی را توضیح داد و گفت: «فرض کنید سه فیلسوف، سقراط، کنفوسیوس و فارابی را در برابر یک پرسش قرار دهیم و از آنها بپرسیم عدالت چیست. در سنت افلاطونی، عدالت با نظم و تناسب پیوند پیدا میکند، در سنت کنفوسیوسی با مباحث خاص آن سنت و در اندیشه فارابی نیز عدالت در مدینه فاضله معنا پیدا میکند.»
عضو هیئت علمی دانشگاه اصفهان افزود: «در اینجا سؤال اصلی این است که ترازو …











