
به گزارش خبرگزاری ایمنا، اگر تا چند دهه پیش پسماند تنها بهعنوان محصول ناخواسته زندگی شهری شناخته میشد و مدیریت آن به جمعآوری و دفن زباله محدود بود، امروز این نگاه در بسیاری از کشورهای جهان دستخوش تغییرات اساسی شده است.
افزایش جمعیت، گسترش شهرنشینی، رشد مصرفگرایی، محدودیت منابع طبیعی، تغییرات اقلیمی و افزایش هزینههای اداره شهرها، مدیریت پسماند را از یک وظیفه خدماتی صرف به یکی از مهمترین محورهای برنامهریزی اقتصادی، زیستمحیطی و حتی امنیت منابع تبدیل کرده است.
اکنون دیگر سخن از زباله نیست؛ سخن از منابعی است که در صورت مدیریت صحیح، میتوانند دوباره به چرخه تولید بازگردند، ارزش اقتصادی خلق کنند و بخشی از هزینههای سنگین اداره شهرها را جبران کنند.
امروزه در ادبیات مدیریت شهری جهان، موفقیت یک شهر تنها با توسعه خیابانها، ساختمانها یا زیرساختهای عمرانی سنجیده نمیشود، بلکه نحوه استفاده از منابع، میزان تولید پسماند، سهم بازیافت، کاهش دفن زباله و تبدیل ضایعات به محصولات جدید نیز به یکی از شاخصهای اصلی توسعه پایدار تبدیل شده است.
بسیاری از شهرهای پیشرو جهان سالهاست که سرمایهگذاری گستردهای در فناوریهای بازیافت، تولید انرژی از پسماند، بازاستفاده از مواد اولیه و توسعه صنایع مرتبط انجام دادهاند؛ زیرا به این نتیجه رسیدهاند که مدیریت هوشمند پسماند نهتنها از آسیبهای زیستمحیطی جلوگیری میکند، بلکه میتواند موتور محرکی برای اقتصاد شهری، ایجاد اشتغال و افزایش تابآوری مالی مدیریت شهری باشد.
در چنین شرایطی، مفهوم «اقتصاد چرخشی» بیش از هر زمان دیگری مورد توجه دولتها و مدیریتهای شهری قرار گرفته است؛ رویکردی که تلاش میکند چرخه تولید و مصرف را از الگوی سنتی «تولید، مصرف و دورریز» خارج کرده و منابع را تا حد امکان دوباره به چرخه اقتصاد بازگرداند.
در این الگو، پسماند پایان مسیر یک کالا نیست، بلکه نقطه آغاز تولید محصولی جدید، تولید انرژی، ایجاد ارزش افزوده و کاهش وابستگی به منابع طبیعی محسوب میشود. همین تغییر نگاه باعث شده است بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، پسماند را نه یک معضل، بلکه یک فرصت اقتصادی بدانند.
با این حال، تحقق چنین رویکردی تنها به توسعه فناوری وابسته نیست. تجربه …













