قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایمنا / ۴۲ ساعت قبل

زیرگذر شهید رئیسی به‌زودی افتتاح رسمی می‌شود

معاون عمران شهری شهردار اصفهان از افتتاح رسمی زیرگذر شهید رئیسی در آینده نزدیک خبر داد.
 زیرگذر شهید رئیسی به‌زودی افتتاح رسمی می‌شود

اصغر کشاورزراد در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: پروژه زیرگذر شهید رئیسی، یکی از ابرپروژه‌های عمرانی شهر اصفهان و از ورودی‌های مهم این کلان‌شهر از سمت فرودگاه شهید بهشتی است که این روزها در مرحله بهره‌برداری قرار دارد و افتتاح رسمی آن طی هفته آینده انجام خواهد شد.

وی افزود: این پروژه در حدفاصل پل شهید دریانوش و پل شهید طیاره، در محور اتوبان شهید اردستانی اجرا شده است تا مشکلات تردد شهروندانی که از این مسیر وارد شهر می‌شوند، برطرف شود؛ همچنین دسترسی شهروندان از نقاط شمالی به جنوبی شهر را به‌صورت ایمن، روان و بدون تقاطع‌های پیچیده و چراغ‌دار فراهم می‌کند.

معاون عمران شهری شهردار اصفهان گفت: یکی از مهم‌ترین اهداف اجرای این پروژه، ایجاد دسترسی ایمن برای ساکنان دو حصه شمالی و جنوبی محدوده پروژه بود؛ پیش از این، شهروندان ناچار بودند از مسیرها و زیرگذرهای ناایمن و در مجاورت تردد خودروها عبور کنند که این موضوع زمینه‌ساز بروز حوادث ناگوار متعددی بود.

کشاورزراد با اشاره به مشخصات فنی پروژه ادامه داد: زیرگذر شهید رئیسی حدود یک هزار و ۸۰۰ متر طول دارد و طول کلی پروژه به حدود سه کیلومتر می‌رسد؛ در این طرح، دو مسیر کندرو با عرض ۹ تا ۱۱ متر و دو مسیر تندرو با عرض حدود ۱۷ متر احداث شده است که با استفاده از نیوجرسی‌های بتنی، جداسازی و ایمن‌سازی مسیرهای رفت و برگشت انجام شده است.

وی خاطرنشان کرد: در جریان اجرای این پروژه، هفت پل سواره‌رو و پیاده‌رو ایمن برای عبور خودروها و پیاده رو در نظر گرفته شده است. این پروژه در کوتاه‌ترین زمان ممکن و با کمترین میزان انحراف ترافیکی به انجام رسید و در طول عملیات اجرایی حتی یک روز نیز تعطیل نشد.

معاون عمران شهری شهردار اصفهان تصریح کرد: اجرای پروژه در تمام شرایط، از جمله روزهایی که کشور با شرایط جنگی روبه‌رو بود، بدون وقفه ادامه داشت تا این طرح با بالاترین کیفیت و در زمان مقرر در اختیار شهروندان قرار گیرد.

کشاورزراد گفت: این پروژه در محدوده مناطق ۱۰ و ۱۴ شهرداری اصفهان قرار دارد و برای اجرای آن حدود یک هزار و ۷۰۰ شمع بتنی و نزدیک به ۲۴ هزار قطعه بتنی پیش‌ساخته به کار گرفته شده است؛ عملیات زیباسازی نیز همزمان با اجرای سازه اصلی انجام شد تا یکی از زیباترین زیرگذرهای شهر اصفهان در کوتاه‌ترین زمان احداث شود.

وی افزود: با اجرای این طرح، اتصال رینگ سوم و بزرگراه شهید رئیسی به رینگ چهارم شهر نیز تسهیل شده است که نقش مؤثری در تکمیل شبکه معابر اصلی، ارتقای ایمنی ترافیکی این محدوده و کاهش بار ترافیکی رینگ سوم خواهد داشت.

معاون عمران شهری شهردار اصفهان ضمن قدردانی از همکاری دستگاه‌های خدمات‌رسان، پلیس راه، پلیس راهور،معاونت عمران، سازمان عمران، معاونت مالی و اقتصادی شهرداری و شهروندان مجاور پروژه، اظهار امیدواری کرد: بهره‌برداری از زیرگذر شهید رئیسی گامی مؤثر در افزایش رضایت‌مندی شهروندان و بهبود کیفیت تردد در شمال شهر اصفهان باشد. کد مطلب 997327



۱۶ دقیقه قبل / سایت اعتماد آنلاین

گزارش روزنامه اعتماد از زندگی مردم اصفهان زیر بمباران در جنگ ۴۰ روزه / ماجرای شهادت ۴ کودک در خانه پدربزرگ و مادربزرگ چه بود؟

کد خبر: 787447 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۱ ۰۸:۰۵:۵۶ اعتمادآنلاین |

فرشته فریادرس-«همیشه چیزی فراتر از یک شهر بوده است؛ نامی گره ‌خورده با خاطره، زیبایی و زندگی.» شهری که در سایه پل‌های تاریخی، میان نقش ‌و نگار کاشی‌ها، در امتداد زاینده‌رود و در رفت‌وآمد روزمره مردمش، بخشی از روایت چند صد ساله ایران را با خود حمل می‌کند. برای بسیاری، اصفهان همان «نصف جهان» است؛ شهری که گذشته و حال در آن کنار هم جریان دارند و زندگی سال‌ها در کنار میراثی ماندگار ادامه یافته است. اما روزهای حمله، تصویری دیگر از این شهر به‌جا گذاشت؛ تصویری دور از قاب‌های آشنای اصفهان. قصه این شهر اما فقط روایت انفجار و ویرانی نیست؛ روایت مردمی است که در دل روزهای پراضطراب، تلاش کردند دوباره به زندگی عادی برگردند. این گزارش، روایت همان مردمی است که آن روزها را از نزدیک تجربه کردند و خاطراتشان حالا بخشی از حافظه این شهر شده است. شب‌هایی که شهر بیدار می‌ماند

اصفهان برای بسیاری از ساکنانش، جنگ را نه از پشت صفحه تلویزیون، که از لرزش پنجره‌ها، صدای انفجار و شب‌هایی تجربه کرد که خواب در آنها معنای همیشگی خود را از دست داده بود. با گسترش حمله‌ها به نقاط مختلف شهر، فاصله میان محل زندگی مردم و میدان جنگ کمتر شد. بخش زیادی از آنچه بر اصفهان و ساکنانش گذشت، هنوز در روایت‌های رسمی و رسانه‌ای کمتر دیده و شنیده شده است؛ روایت‌هایی که فقط از انفجار و تخریب نمی‌گویند، بلکه از ترس، ترک خانه و تلاش برای ادامه زندگی در شهری حکایت دارند که هر شب ممکن بود با صدای انفجاری دیگر از خواب بیدار شود. این گزارش تلاش می‌کند بخشی از این خلأ را از زبان کسانی روایت کند که جنگ را زیسته‌اند.

خانه «مریم» تنها یک خیابان با ساختمان «اپتیک صاایران» فاصله دارد؛ ساختمانی که در همان روزهای نخست حمله امریکا و اسراییل در فروردین ‌ماه بارها هدف قرار گرفت. او هنوز ساعت نخستین انفجار را به یاد دارد؛ «چهارم فروردین» حدود ساعت 30: 9 تا ۱۱ صبح، اولین حمله انجام شد. خانه مستقیما کنار محل انفجار نبود، اما موج انفجار به حدی شدید بود که در و پنجره‌ها به‌شدت می‌لرزیدند. ساختمان اپتیک دو بار دیگر نیز هدف قرار گرفت و با فرارسیدن نیمه ‌شب، انفجاری شدیدتر بار دیگر منطقه را لرزاند. در روزهای بعد، حملات به نقاط دیگری از شهر نیز گسترش یافت. مناطقی در حوالی خانه اصفهان و رباط اول، با وجود فاصله‌ای حدود یک خیابان از محل سکونت مریم، هدف قرار گرفتند و موج انفجار بار دیگر در خانه احساس شد.

اما یکی از صبح‌هایی که شاید هرگز از ذهن او پاک نشود، بین ساعت 7 تا 8 رقم خورد؛ زمانی که چندین نقطه شهر تقریبا همزمان هدف قرار گرفتند. چهارراه پلیس، پاسگاه کمال اسماعیل و چند مرکز دیگر در فاصله‌ای کوتاه مورد اصابت قرار گرفتند.

پاسگاه کمال اسماعیل درست پشت خانه دخترخاله مریم قرار داشت. شدت انفجار به اندازه‌ای بود که تمام شیشه‌های خانه شکست و ساکنان تصور کردند انفجار در داخل منزل رخ داده است. چند ساعت بعد، حوالی ظهر، حمله دیگری در منطقه باهنر رخ داد. مریم می‌گوید در همان روز، بسیاری از مراکز نظامی، پاسگاه‌ها و مراکز وابسته در نقاط مختلف اصفهان به‌صورت پیاپی هدف قرار گرفتند و فضای شهر را سرشار از اضطراب و ناامنی کردند.

به گفته او، دامنه حملات تنها به اصفهان محدود نبود. نجف‌آباد نیز بارها هدف قرار گرفت و شدت انفجارها خانه‌ها و باغ‌های اطراف را لرزاند. شاهین‌شهر نیز دست‌کم یک بار در ساعات میانی روز هدف قرار گرفت.

«مریم» می‌گوید آنچه بیش از همه برای مردم غیرقابل‌باور بود، این بود که حملات این‌بار فقط در حاشیه شهر رخ نمی‌داد؛ بسیاری از اهداف در داخل شهر قرار داشتند و همین موضوع احساس ناامنی را چند برابر کرده بود. بیشتر حملات نیز در نیمه‌شب، بامداد یا ساعات اولیه صبح، حوالی چهار، پنج، هفت و هشت انجام می‌شد؛ ساعت‌هایی که خواب و آرامش را از بسیاری از خانواده‌های اصفهانی گرفته بود. همسایه‌ها نوبتی نگهبانی می‌دادند

حملات فقط صدای انفجار نبودند؛ پس از هر حمله، زندگی مردم با ترس، نگرانی و بلاتکلیفی ادامه پیدا می‌کرد. بسیاری نمی‌دانستند شب بعد چه اتفاقی خواهد افتاد و آیا خانه‌شان همچنان امن خواهد بود یا نه.

«زهرا فریدزادگان»، فعال رسانه‌ای و شهروند اصفهانی، از شب‌هایی می‌گوید که خواب برای بسیاری به تجربه‌ای همراه با اضطراب تبدیل شده بود: «خودم بارها با صدای انفجار از خواب می‌پریدم. از شدت ترس بدنم می‌لرزید و تا مدتی نمی‌توانستم آرام شوم. چند شب واقعا وحشتناک بود.» به گفته او، بیشتر حملات در ساعات پایانی شب یا نزدیک صبح رخ می‌داد. یکی از شدیدترین شب‌هایی که زهرا به یاد دارد، شبی بود که یک زاغه مهمات در اصفهان هدف قرار گرفت. پس از اصابت، آتش‌سوزی گسترده‌ای رخ داد و شعله‌های آتش آسمان شب را روشن کرد.

او می‌گوید: «صحنه خیلی عجیب بود؛ از یک طرف منظره آتش و روشن شدن آسمان چشمگیر بود، اما از طرف دیگر همه می‌دانستیم که پشت این تصویر زیبا، یک اتفاق ترسناک در حال رخ دادن است.» همزمان، حملات به برخی مراکز نظامی دیگر شهر نیز ادامه داشت. «زهرا» از حملات مکرر به یکی از فرودگاه‌های نظامی اصفهان یاد می‌کند و می‌گوید شدت انفجارها به اندازه‌ای بود که لرزش آن در خانه‌ها احساس می‌شد و شیشه‌ها به صدا درمی‌آمدند. اما برای مردم، جنگ به لحظه انفجار محدود نمی‌شد؛ پس از هر حمله، نگرانی از خسارت، امنیت خانه‌ها و احتمال حمله دوباره آغاز می‌شد. در برخی مناطق که خسارت بیشتری دیده بودند، مردم ناچار شدند مدتی خانه‌های خود را ترک کنند. «مریم» اما از مجموعه «زرباف» یاد می‌کند؛ جایی که بسیاری از ساکنان به دلیل شدت آسیب‌ها مدتی از خانه‌هایشان دور ماندند. او می‌گوید: حدود یک ماه، برخی خانواده‌ها به دلیل ترس از حملات مجدد و نگرانی درباره سرقت، در خانه‌های خود حضور نداشتند.

در شرایطی که بسیاری احساس می‌کردند حمایت کافی وجود ندارد، خود اهالی محله دست به کار شدند. همسایه‌ها نوبتی نگهبانی می‌دادند، از ساختمان‌ها مراقبت می‌کردند و تلاش داشتند امنیت محله را حفظ کنند. در میان ترس و نگرانی، همین همکاری‌های کوچک به یکی از معدود نقاط امیدبخش آن روزها تبدیل شد؛ مردمی که خودشان آسیب دیده بودند، اما برای مراقبت از یکدیگر کنار هم ایستادند. خانه‌هایی که دیگر مثل قبل نبودند

جنگ برای بسیاری از مردم اصفهان با پایان صدای انفجارها تمام نشد. در بخش‌هایی از شهر، نشانه‌های آن روزها همچنان باقی مانده بود؛ ساختمان‌هایی که آسیب دیده بودند، خانه‌هایی که دیگر قابل سکونت نبودند و خانواده‌هایی که مجبور بودند برای مدتی زندگی خود را در جایی دیگر ادامه دهند.

لیلی از مناطقی مانند «زرباف، باهنر، اپتیک و کمال اسماعیل» یاد می‌کند؛ مناطقی که به گفته او آثار حملات هنوز در آنها دیده می‌شود. برخی ساختمان‌ها کاملا غیرقابل سکونت شده بودند و تعدادی از ساکنان هنوز نتوانسته بودند به خانه‌هایشان بازگردند. در برخی موارد، مردم خودشان دست به کار شده بودند؛ شیشه‌های شکسته را تعویض و بخش‌های آسیب‌دیده خانه را با هزینه شخصی تعمیر کرده بودند، چراکه روند جبران خسارت‌ها برای بسیاری از خانواده‌ها کند بود.

او از حمله به منطقه «صفه» نیز یاد می‌کند؛ حمله‌ای که با وجود فاصله بیشتر، از پشت‌بام خانه‌شان به‌خوبی دیده می‌شد. لیلی می‌گوید شدت نور انفجار به حدی بود که ابتدا تصور کردند حادثه در کوچه‌های نزدیک خانه رخ داده است. پس از انفجار نیز آتش‌سوزی و انفجارهای پی‌درپی ادامه داشت. او احتمال می‌دهد محل اصابت مربوط به یک مرکز یا انبار نظامی بوده باشد؛ تصویری که برای او و بسیاری از مردم، یکی از هولناک‌ترین صحنه‌های آن روزها بود. اما دشواری اصلی برای بسیاری، بازگشت به زندگی عادی بود. خانواده‌هایی که در روزهای جنگ برای حفظ جان خود شهر را ترک کرده بودند، هنوز با نگرانی و ترس زندگی می‌کردند. لیلی می‌گوید در آن دوره بسیاری از مردم اصفهان به شهرهای اطراف رفته بودند و شهر بسیار خلوت‌تر از گذشته شده بود. از آوار جنگ تا روزهای بعد از آن

برای بسیاری، پایان حملات به معنای بازگشت فوری آرامش نبود. لیلی می‌گوید قطعی‌های مکرر برق، به‌ویژه در ساعات عصر و شب، همچنان بخشی از زندگی روزمره مردم است. فشار اقتصادی نیز محسوس بود؛ کاهش قدرت خرید، کم شدن مشتریان و دشوارتر شدن شرایط کسب‌وکار، خانواده‌ها و صاحبان مشاغل را تحت فشار قرار داده بود. او می‌گوید در خیابان محل زندگی‌شان، دو فروشگاه بزرگ به دلیل کاهش شدید مشتری و ناتوانی در پرداخت هزینه‌های جاری، از جمله اجاره، تعطیل شدند؛ به گفته او، این اتفاق تنها مربوط به یک یا دو واحد تجاری نبود؛ بلکه نشانه‌ای از شرایطی بود که بسیاری از کسب‌وکارهای محلی با آن روبرو بودند؛ شرایطی که در آن ادامه فعالیت برای برخی صاحبان مشاغل دیگر صرفه اقتصادی نداشت.

«لیلی» همچنین از تغییرات اجتماعی محله می‌گوید. خانه آنها در کنار یک پارک قرار دارد و او در ماه‌های پس از جنگ، تعداد بیشتری از افراد بی‌خانمان و معتاد را در پارک و اطراف آن مشاهده می‌کرد؛ موضوعی که به گفته او احساس ناامنی ساکنان را افزایش داده بود. مجموع این تجربه‌ها باعث شده بود بسیاری از خانواده‌ها احساس کنند زندگی دیگر مانند گذشته نیست؛ تغییری که نه ‌فقط در ساختمان‌های تخریب‌ شده، بلکه در اقتصاد، روابط اجتماعی و احساس امنیت مردم نیز دیده می‌شد. چهار کودکی که به خانه برنگشتند

در میان تمام روایت‌هایی که از روزهای جنگ در اصفهان نقل می‌شود، برخی اتفاق‌ها به دلیل تلخی و غیرمنتظره بودن، در ذهن مردم ماندگار شده‌اند. یکی از این اتفاق‌ها، روایت خانواده‌ای است که تصمیمی ساده در یک شب معمولی، سرنوشت تلخی برایشان رقم زد.

«زهرا» همچنین از خانواده‌ای می‌گوید که آن شب، مانند بسیاری از شب‌های دیگر، میزبان فرزندان و نوه‌های خود بودند. دخترخاله و همسرش به همراه دو فرزندشان به خانه پدربزرگ و مادربزرگ آمده بودند. در پایان شب، وقتی زمان رفتن فرا رسید، بچه‌ها اصرار کردند که همان‌جا بمانند.پدر و مادر ابتدا موافق نبودند و می‌خواستند بچه‌ها را با خود به خانه ببرند، اما اصرار کودکان ادامه پیدا کرد. درنهایت، با رضایت پدربزرگ و مادربزرگ، تصمیم گرفته شد که آن شب را همان‌جا بمانند. شبی که قرار بود مثل بسیاری از شب‌های دیگر برای آن چهار کودک با آرامش به صبح برسد. اما همان شب، خانه هدف اصابت قرار گرفت. سقف پذیرایی فرو ریخت و چهار کودک که در همان محل خوابیده بودند، جان خود را از دست دادند. این فعال رسانه‌ای می‌گوید این حادثه تاثیر روحی عمیقی بر مردم اصفهان گذاشت. این حادثه برای مردم شهر تنها یک خبر نبود؛ یادآور این واقعیت بود که در شرایط جنگ، حتی لحظه‌های معمولی زندگی نیز می‌توانند ناگهان تغییر کنند. جنگ در قفسه‌های داروخانه

جنگ تنها در صدای انفجارها و تخریب ساختمان‌ها خلاصه نمی‌شد. در کنار آسیب‌های مستقیم، زندگی روزمره مردم نیز با مشکلاتی مواجه بود؛ مشکلاتی که گاهی دور از نگاه‌ها اتفاق می‌افتاد.

«حمید» که در یک داروخانه فعالیت دارد، از یکی از دشوارترین بخش‌های آن روزها می‌گوید: کمبود داروهای ضروری، به ‌ویژه انسولین برای بیماران دیابتی.

به گفته او، در دوران جنگ تهیه برخی داروهای حیاتی دشوار شده بود و در مقاطعی داروخانه‌ها با کمبود جدی انسولین مواجه بودند. برای بیمارانی که به ‌طور روزانه به این دارو نیاز داشتند، این وضعیت اضطراب زیادی ایجاد می‌کرد. گاهی بیماران درحالی برای تهیه انسولین مراجعه می‌کردند که دارو در دسترس نبود و داروسازان نیز، با وجود تلاش برای کمک، امکان تامین داروی موجود نبودن را نداشتند.

در کنار کمبود دارو، نگرانی درباره احتمال حمله به تاسیسات هسته‌ای و پیامدهای احتمالی آن نیز میان مردم گسترش یافته بود. به گفته حمید، در روزهای ابتدایی جنگ شایعه‌ای شکل گرفته بود که در صورت آسیب دیدن تاسیسات هسته‌ای، مواد رادیواکتیو در محیط منتشر می‌شود و مصرف قرص ید می‌تواند از مردم در برابر این خطر محافظت کند.

به همین دلیل، تعدادی از شهروندان با نگرانی روزانه به داروخانه‌ها مراجعه می‌کردند تا قرص ید تهیه کنند. «حمید» می‌گوید بخش زیادی از زمان او صرف توضیح به مراجعه‌کنندگان می‌شد؛ اینکه مصرف خودسرانه قرص ید راه‌حل عمومی برای مقابله با خطرات احتمالی نیست و استفاده از آن باید تنها در شرایط مشخص و با توصیه مراجع بهداشتی انجام شود.

به گفته او، این ماجرا نشان می‌داد که جنگ فقط با انفجار و تخریب همراه نیست؛ ترس، شایعات و نبود اطلاعات کافی نیز می‌تواند فشار روانی مردم را بیشتر کند.

برای بسیاری از مردم اصفهان، آن روزها ترکیبی از صدای انفجار، نگرانی برای عزیزان، دشواری تامین نیازهای روزمره و تلاش برای حفظ زندگی عادی بود؛ تجربه‌ای که هر کدام آن را به شکلی متفاوت، اما با احساسی مشترک، به یاد دارند. از آوار تا گرانی

«آقای شمس»، دیگر شهروند اصفهانی، روایتش از ۱۲ اسفند ماه را از صبحی آغاز می‌کند که قرار بود حدود ساعت ۸ تا 20: 8 از خانه بیرون بزند؛ صبحی که از یک هفته پیش، هشدارها درباره احتمال هدف قرار گرفتن پادگان‌ها و مراکز نظامی اصفهان بر آن سایه انداخته بود. خانه او تنها حدود ۱۰۰ متر با ستاد فرماندهی نیروی انتظامی استان اصفهان فاصله داشت.

هنوز زمان زیادی از آغاز روز نگذشته بود که دو انفجار، همه‌چیز را تغییر داد. شدت انفجارها در و پنجره‌های خانه را شکست؛ بخشی از پنجره به داخل خانه پرتاب شد و شیشه‌های اتاق خواب تقریبا به‌طور کامل فرو ریخت.

«شمس» فرزندانش را به طبقات پایین ساختمان برد و همراه دیگر ساکنان به پارکینگ پناه برد. پس از فروکش کردن موج اولیه، راهی محل انفجار شد؛ جایی که حدود ۳۰ متر با پاسگاه نیروی انتظامی فاصله داشت.

ساختمان دو طبقه پاسگاه به ‌شدت آسیب دیده و بخش‌هایی از آن فرو ریخته بود. به گفته شمس، دو انفجار نخست تلفات جانی نداشت؛ زیرا از چند روز قبل درباره احتمال هدف قرار گرفتن این محل هشدار داده شده بود و تعدادی از سربازان هنگام حمله در پاسگاه حضور نداشتند. اما حدود ۴۵ دقیقه بعد، شمس که به محل بازگشته بود، با آثار سه اصابت دیگر روبه‌رو شد؛ این‌بار حمله پنج کشته، شامل چهار سرباز و یک درجه‌دار، برجا گذاشته بود. در اطراف پاسگاه نیز تخریب گسترده بود. ساختمان سه‌ طبقه مجاور تقریبا به ‌طور کامل تخریب شده، ساختمان کناری به ‌شدت آسیب‌دیده و دیوار سمت پادگان یک ساختمان شش‌طبقه نیز کاملا فرو ریخته بود. از یک ساختمان مسکونی سه ‌طبقه و شش‌ واحدی نیز پس از خاک‌برداری تقریبا چیزی باقی نمانده بود. برخی ساکنان ساختمان‌های اطراف نیز مدتی بعد هنوز امکان بازگشت به خانه‌های‌شان را نداشتند.

اما روایت شمس در آوار متوقف نمی‌شود. از نگاه او، مشکلات امروز اصفهان حاصل یک عامل واحد نیست؛ «تحریم‌ها، جنگ و ناترازی‌های مدیریتی» در کنار یکدیگر فشار بر زندگی مردم را بیشتر کرده‌اند.

او از تاخیر در پرداخت حقوق حقوق‌بگیران و بازنشستگان می‌گوید که گاهی به چند روز و حتی ۱۰ روز می‌رسد. همزمان، افزایش قیمت کالاها و هزینه‌های روزمره، فشار بیشتری بر خانوارها وارد کرده است. به گفته شمس، افزایش هزینه تمام‌شده کالاها، مالیات و سایر هزینه‌های فروشندگان درنهایت به مصرف‌کننده منتقل می‌شود.

حتی معاملات نیز تغییر کرده‌اند. به گفته او، در گذشته خرید با چک‌های کوتاه‌مدت امکان‌پذیر بود، اما حالا بسیاری از فروشندگان تنها در صورت دریافت نقدی یا واریز فوری وجه حاضر به تحویل کالا هستند؛ تغییری که نشان‌دهنده بی‌ثباتی اقتصادی است. زندگی در سایه بحران‌های انباشته

«شمس» در ادامه به بحرانی اشاره می‌کند که سال‌هاست اصفهان با آن دست ‌و پنجه نرم می‌کند: «آب».

 او وضعیت ساخت‌وساز را تقریبا راکد می‌داند و می‌گوید فعالان این حوزه منتظرند ببینند شرایط کشور به کدام سمت می‌رود. در همین حال، قیمت مسکن و هزینه رهن افزایش یافته است. بحران آب به کشاورزی نیز رسیده است. شمس می‌گوید امسال آب حدود سه ماه برای کشاورزان جریان داشته، اما زمان آن با فصل مناسب کشت هماهنگ نبوده و کشاورزان نتوانسته‌اند استفاده مطلوبی از آن داشته باشند.

برای «شمس»، «جنگ، تحریم، بحران آب و فشار اقتصادی» قطعات یک پازل‌اند که همزمانی آنها شرایط مردم اصفهان را پیچیده‌تر کرده است.  اما اقتصاد اصفهان را نمی‌توان بدون صنعت تصور کرد. بخش مهمی از اقتصاد شهر به کارخانه‌ها و صنایع بزرگ وابسته است. شمس صنایع فولادی را از مهم‌ترین بخش‌های این اقتصاد می‌داند؛ صنعتی که علاوه بر کارخانه‌ها، شبکه گسترده‌ای از مشاغل مانند تراشکاری، قطعه‌سازی و نیروهای فنی و متخصص را دربر می‌گیرد.

در جریان جنگ، فولاد مبارکه نیز آسیب دید. به گفته شمس، بخشی از تاسیسات، ازجمله قسمت مربوط به برق و تولید برق کارخانه، هدف قرار گرفت. او از دوستی می‌گوید که خودروی او همچنان زیر آوار کارخانه مانده و خودش نیز شغلش را از دست داده است.

پالایشگاه اصفهان همچنان فعال است، اما بسیاری از واحدهای صنعتی دیگر با مشکلات جدی روبه‌رو هستند. «شمس» معتقد است اقتصادی که در دهه‌های گذشته با ظرفیت بالایی فعالیت می‌کرد، اکنون به کمتر از ۲۰درصد ظرفیت بالقوه خود رسیده است. دریافت تسهیلات بانکی دشوارتر شده و برخی کارخانه‌های خصوصی برای ادامه فعالیت ناچار به تعدیل نیرو شده‌اند. قطعی برق نیز فشار دیگری بر صنایع وارد کرده است؛ گاهی از ساعت ۹ شب تا ۶ صبح و در برخی موارد چندین نوبت در هفته.

درنهایت، تصویری که این شهروند از اصفهان ترسیم می‌کند، تنها تصویر شهری آسیب ‌دیده از جنگ نیست؛ بلکه روایت شهری است که جنگ به بحران‌های قدیمی‌ترش اضافه شده است: تحریم، بحران آب، قطعی برق، افزایش قیمت‌ها، رکود ساخت‌وساز، آسیب صنایع و ناترازی‌های مدیریتی.

از نگاه او، مساله فقط خسارت یک ساختمان یا توقف یک کارخانه نیست؛ مساله اقتصادی است که زمانی با بخش قابل‌توجهی از ظرفیت خود کار می‌کرد و حالا فاصله زیادی با توان واقعی‌اش پیدا کرده است. اصفهان، در روایت شمس، شهری است که جنگ به آن ضربه زده، اما پیش از آن نیز زیر بار مجموعه‌ای از بحران‌ها خم شده بود. اخبار مرتبط اطلاعیه فوری؛ حمله اسراییل به سه شهر استان اصفهان ببینید| واعظی: در جنگ ۴۰ روزه تندروها به مرخصی رفته بودند


۱۹ دقیقه قبل / سایت مشرق

تصادف در منطقه امامزاده هاشم رشت چهار فوتی برجا گذاشت

به گزارش مشرق ، علیرضا پورسان با اعلام این خبر، اظهار کرد: در ساعت ۱۹:۱۳ جمعه، ۳۰ مرداد گزارشی مبنی بر وقوع تصادف بین یک دستگاه کامیون و دو دستگاه خودروی سبک در جاده قدیم امامزاده هاشم، محدوده روستای اسکولک به مرکز دیسپچ اورژانس ۱۱۵ استان گیلان اعلام شد.

وی افزود: بلافاصله پس از دریافت گزارش، نزدیک‌ترین تیم‌های عملیاتی اورژانس ۱۱۵ به محل حادثه اعزام شدند و اقدامات لازم برای ارزیابی و ارائه خدمات درمانی به مصدومان در محل انجام شد.

به گزاش ایسنا به نقل از روابط ‌عمومی مرکز اورژانس پیش‌بیمارستانی و مدیریت حوادث استان گیلان در شامگاه جمعه، ۳۰ مرداد، سخنگوی اورژانس ۱۱۵ گسلان اضافه کرد: براساس آخرین اطلاعات دریافتی، این حادثه چهار فوتی و چهار مصدوم بر جای گذاشته است که یکی از مصدومان دچار آسیب نخاعی شده است.


۴۷ دقیقه قبل / خبرگزاری دانشجو

یک‌سوم زمان سرودن شاهنامه، صرف ایمن‌سازی پاساژ فردوسی شد! / چرا روند ایمن‌سازی ساختمان‌های ناایمن این‌قدر فرسایشی است؟

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری دانشجو، ایمن‌سازی ساختمان‌های ناایمن سال‌هاست یکی از چالش‌های جدی مدیریت شهری تهران است؛ مسئله‌ای که اگرچه در ظاهر یک موضوع فنی و مهندسی به نظر می‌رسد، اما در عمل ابعاد حقوقی، اجرایی، قضایی و حتی اجتماعی گسترده‌ای دارد. ساختمان ناایمن تنها یک سازه دارای نقص نیست؛ محلی است که ممکن است روزانه صدها یا هزاران نفر در آن تردد کنند و کوچک‌ترین تأخیر در رفع خطر، احتمال وقوع یک حادثه جبران‌ناپذیر را افزایش دهد. با این حال، تجربه برخی ساختمان‌های پرخطر تهران نشان می‌دهد فاصله میان شناسایی خطر تا رفع آن، گاهی به چندین سال می‌رسد؛ فاصله‌ای که خود به یکی از مهم‌ترین چالش‌های ایمنی شهری تبدیل شده است. پاساژ فردوسی ایمن شد اما بعد از 10 سال!

نمونه روشن این وضعیت، مجتمع فردوسی است. نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، اعلام کرده که با ورود دستگاه قضایی، مشکل ایمنی این مجتمع بعد از ۱۰ سال حل شده است. ایمن شدن این ساختمان بدون تردید اتفاق مثبتی است؛ ساختمانی که سال‌ها با مشکل ایمنی مواجه بوده، سرانجام ایمن شده و خطری که شهروندان را تهدید می‌کرد، برطرف شده است. اما همین خبر خوب، یک سؤال جدی را هم به وجود می‌آورد: چرا باید ایمن‌سازی یک ساختمان ۱۰ سال طول بکشد؟ کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

فردوسی، شاعر بزرگ ایران، بنا بر روایت مشهور حدود ۳۰ سال برای سرودن و تکمیل شاهنامه زمان گذاشت؛ حالا با کمی کنایه می‌توان گفت یک‌سوم زمانی که فردوسی برای شاهنامه صرف کرد، صرف ایمن‌سازی پاساژ فردوسی شد. البته این مقایسه قرار نیست نتیجه به‌دست‌آمده را زیر سؤال ببرد؛ اتفاقاً ایمن شدن مجتمع فردوسی باید یک موفقیت تلقی شود و نشان دهد که با ورود جدی دستگاه‌های مسئول، حتی پرونده‌های قدیمی نیز قابل حل هستند.

 اما مسئله مهم‌تر، طولانی بودن مسیری است که به این نتیجه منتهی شده است. در حوزه‌ای مانند ایمنی، ۱۰ سال زمان کمی نیست؛ به‌خصوص وقتی در تمام این سال‌ها، موضوع خطر برای دستگاه‌های مسئول شناخته شده بوده است.

این پرسش درباره فردوسی، در واقع پرسش بزرگ‌تری درباره سازوکار ایمن‌سازی ساختمان‌ها در تهران است: اگر ساختمان ناایمن شناسایی شده، مالک از وضعیت آن مطلع است و دستگاه‌های مسئول نیز نسبت به خطر هشدار داده‌اند، چرا رفع خطر گاهی سال‌ها طول می‌کشد؟ آیا مشکل از نبود قانون است، از ضعف ضمانت اجراها، از تعدد دستگاه‌های مسئول، از محدودیت اختیارات شهرداری یا از فرآیند پیچیده‌ای که میان همه این عوامل شکل گرفته است؟

خلأ قانونی؛ نبود قانون یا نبود ضمانت اجرای کافی؟

رئیس کمیته ایمنی و مدیریت بحران شورای شهر تهران در گفت‌وگو با SNNTV، با اشاره به همین مسئله گفته است: «خلأ قانون الزام‌آور در حوزه ایمن‌سازی ساختمان‌ها از گذشته تا الان وجود دارد» و از مجلس خواسته این خلأ را برطرف کند. بابایی همچنین تأکید کرده که دولت باید دستورالعمل‌های لازم را در این زمینه تدوین و ابلاغ کند. به گفته او، قوه قضاییه نیز در جایگاه مدعی‌العموم و در پی تعاملات انجام‌شده، موضوع الزام مالکان به ایمن‌سازی ساختمان‌ها را پیگیری کرده است، اما اگر قوانین مدون و دقیق‌تری برای پیگیری و مجازات متخلفان وجود داشت، اقدامات قوه قضاییه اثربخش‌تر می‌شد.

  کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

این اظهارات، بحث مهمی را مطرح می‌کند که در بررسی وضعیت ساختمان‌های ناایمن باید با دقت بیشتری به آن پرداخت. صحبت از «خلأ قانونی» به معنای آن نیست که هیچ مقرراتی درباره ساختمان‌های خطرناک وجود ندارد یا شهرداری هیچ اختیاری برای برخورد با آنها ندارد. اتفاقاً در قوانین موجود، وظایفی برای شهرداری و مسئولیت‌هایی برای مالکان پیش‌بینی شده است. مسئله این است که آیا این مجموعه قوانین و مقررات، با پیچیدگی‌های امروز شهر و ساختمان‌های امروزی تناسب دارد و آیا در عمل می‌تواند مالک یک ساختمان ناایمن را در کوتاه‌ترین زمان ممکن به رفع خطر ملزم کند؟

بند ۱۴ ماده ۵۵ قانون شهرداری یکی از مهم‌ترین مبانی قانونی در این زمینه است. این قانون، رفع خطر از بناها و دیوارهای خطرناک را در حوزه وظایف شهرداری قرار داده و برای شرایطی که مالک نسبت به رفع خطر اقدام نمی‌کند نیز سازوکارهایی را پیش‌بینی کرده است. بنابراین اگر بخواهیم علمی و دقیق به موضوع نگاه کنیم، نمی‌توان گفت شهرداری از اساس فاقد اختیار قانونی است. مسئله مهم‌تر، کفایت و کارآمدی این اختیارات در مواجهه با همه ابعاد ایمنی ساختمان‌های امروز است.

ساختمان‌های امروزی صرفاً با خطر ریزش یا شکستگی دیوار مواجه نیستند. ایمنی سازه، ایمنی حریق، سیستم‌های اعلام و اطفای حریق، مسیرهای خروج اضطراری، تأسیسات برق و گاز، وضعیت پارکینگ‌ها، تراکم جمعیت و حتی نحوه بهره‌برداری از ساختمان، همگی می‌توانند در تعیین میزان خطر مؤثر باشند. در یک ساختمان تجاری بزرگ نیز ممکن است همزمان چندین نقص وجود داشته باشد و رفع آنها نیازمند مجموعه‌ای از اقدامات فنی، مالی و اجرایی باشد. از طرف دیگر، ساختمان‌های تجاری و عمومی معمولاً دارای مالک، مستأجر، کسبه و بهره‌برداران متعدد هستند. بنابراین زمانی که بحث تعطیلی یا تخلیه یک ساختمان مطرح می‌شود، موضوع از یک تصمیم فنی فراتر می‌رود و با حقوق اشخاص مختلف گره می‌خورد. همین مسئله نشان می‌دهد که قانون باید برای چنین شرایطی فرآیند کاملاً مشخصی داشته باشد؛ فرآیندی که هم حقوق افراد را رعایت کند و هم ایمنی عمومی را قربانی پیچیدگی‌های حقوقی نکند.    

مشکل از جایی شروع می‌شود که اخطار جای اقدام را می‌گیرد

یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف در روند برخورد با ساختمان‌های ناایمن، فاصله میان «اخطار» و «اقدام مؤثر» است. اخطار به مالک طبیعتاً یکی از مراحل ضروری است، اما اخطار نمی‌تواند هدف نهایی فرآیند ایمنی باشد. هدف باید رفع خطر باشد. اگر مالک پس از دریافت اخطار اقدام نکرد، باید از همان ابتدا مشخص باشد که مرحله بعدی چیست، چه نهادی مسئول اجرای آن است، چه مهلتی وجود دارد و در نهایت چه ضمانت اجرایی اعمال خواهد شد.

در غیر این صورت، ممکن است پرونده‌ای برای مدت طولانی در چرخه‌ای از اخطار، مکاتبه، بازدید، گزارش کارشناسی و ارجاع به دستگاه‌های مختلف باقی بماند؛ در حالی که وضعیت ساختمان در دنیای واقعی تغییری نکرده است. اینجاست که یک مسئله فنی به یک مشکل حکمرانی تبدیل می‌شود.

در واقع، آنچه برای شهروند اهمیت دارد، تعداد اخطارهای صادرشده یا تعداد جلسات برگزارشده نیست؛ او می‌خواهد بداند ساختمان در نهایت چه زمانی ایمن خواهد شد. اگر یک ساختمان همچنان خطرناک است، صرف اینکه پرونده آن در مسیر اداری یا قضایی قرار دارد، نمی‌تواند خطر موجود را برای شهروندان کاهش دهد.

از این منظر، قانون‌گذار باید به جای تمرکز صرف بر فرآیندهای اداری، نتیجه نهایی را معیار قرار دهد. یعنی نظام حقوقی باید به گونه‌ای طراحی شود که هر پرونده ساختمان ناایمن یک نقطه شروع، یک مهلت مشخص و یک پایان روشن داشته باشد.

محدودیت شهرداری؛ اختیار قانونی وجود دارد، اما همه راه‌ها باز نیست

در بحث محدودیت‌های شهرداری نیز باید از یک نگاه صفر و صدی فاصله گرفت. شهرداری نه کاملاً دست‌بسته است و نه در همه شرایط اختیار نامحدود دارد. این دستگاه در چارچوب قوانین موجود می‌تواند نسبت به شناسایی، اخطار و در مواردی رفع خطر اقدام کند، اما زمانی که موضوع به تعطیلی یک واحد تجاری، تخلیه یک ساختمان یا اقداماتی با آثار سنگین اقتصادی و اجتماعی می‌رسد، موضوع پیچیده‌تر می‌شود.

شهرداری نمی‌تواند بدون رعایت تشریفات قانونی، حقوق مالکیت و حقوق اشخاص را نادیده بگیرد. در مقابل، این حقوق نیز نباید به ابزاری برای به تأخیر انداختن ایمن‌سازی تبدیل شوند. نقطه تعادل میان این دو، همان چیزی است که قانون باید به روشنی تعیین کند.

برای مثال، اگر یک ساختمان در وضعیت خطر فوری قرار دارد، باید مشخص باشد که شهرداری در چه شرایطی می‌تواند بهره‌برداری از آن را محدود کند، چه نهادی باید تخلیه را پیگیری کند، مسئولیت تأمین ایمنی افراد تا زمان رفع خطر با چه کسی است و اگر مالک همکاری نکرد، چه اقدام فوری و قانونی می‌توان انجام داد. هر قدر پاسخ این پرسش‌ها روشن‌تر باشد، احتمال فرسایشی شدن پرونده کمتر خواهد شد.

بنابراین شاید دقیق‌تر باشد که به جای گفتن «شهرداری قانوناً نمی‌تواند برخورد کند»، گفته شود اختیارات موجود شهرداری برای مدیریت طیف گسترده و پیچیده ساختمان‌های ناایمن، نیازمند تکمیل، شفاف‌سازی و تقویت ضمانت اجراست. علاءالدین؛ وقتی ساختمان پرتردد همچنان در انتظار ایمن‌سازی است

وضعیت پاساژ علاءالدین نمونه‌ای است که اهمیت این مسئله را بیشتر نشان می‌دهد. نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، درباره این پاساژ گفته است: «مسئله اصلی پاساژ علاءالدین ایمنی حریق است اما مشکل ایمنی سازه‌ای هم دارد و در گروه C قرار دارد؛ باید ایمن‌سازی انجام دهد که هنوز اقدامی نکرد.»

اهمیت این موضوع زمانی بیشتر مشخص می‌شود که بدانیم علاءالدین یک ساختمان معمولی و کم‌تردد نیست. تعداد زیادی از شهروندان و کسبه روزانه در این مجموعه حضور دارند. وقتی در چنین ساختمانی مسئله ایمنی حریق به عنوان مشکل اصلی مطرح می‌شود و همزمان مشکل سازه‌ای نیز وجود دارد، دیگر نمی‌توان فرآیند رفع خطر را صرفاً یک موضوع اداری دانست.

ایمنی حریق از جمله حوزه‌هایی است که زمان در آن نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. در صورت وقوع آتش‌سوزی، فرصت تصمیم‌گیری بسیار کوتاه است و نقص در سیستم‌های اعلام و اطفا یا نبود مسیرهای خروج مناسب می‌تواند پیامدهای سنگینی داشته باشد. بنابراین در چنین پرونده‌هایی، قانون باید میان خطرهای مختلف تفاوت بگذارد و برای ساختمان‌هایی که در معرض خطر فوری‌تر قرار دارند، سازوکار سریع‌تری تعریف کند.

این همان جایی است که تجربه فردوسی می‌تواند برای سا یر پرونده‌ها درس‌آموز باشد. اگر یک پرونده بعد از ۱۰ سال و با ورود دستگاه قضایی به نتیجه می‌رسد، باید بررسی شود که چه چیزی در فرآیند قبلی مانع اقدام سریع‌تر بوده است؛ چرا مالک به موقع ملزم نشده، چرا ضمانت اجرا زودتر فعال نشده و آیا ساختار فعلی برای پرونده‌های مشابه اساساً ظرفیت برخورد سریع را دارد یا خیر.

تجربه قوه قضاییه؛ ضمانت اجرا وقتی فعال می‌شود

در سال‌های اخیر، ورود دستگاه قضایی به موضوع ساختمان‌های ناایمن نشان داده که برخورد قانونی می‌تواند روند ایمن‌سازی را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. جهانگیر، سخنگوی قوه قضاییه، اعلام کرده است که با پیگیری دادستانی تهران، ایمن‌سازی ۵۳ درصد از ساختمان‌های ناایمن در دستور کار قرار گرفته و نسبت به ایمن‌سازی آنها اقدام شده است.   کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی

اهمیت این آمار در این است که نشان می‌دهد در بسیاری از موارد، مشکل فقط نبود امکان فنی برای ایمن‌سازی نیست؛ بلکه مسئله اصلی می‌تواند نبود انگیزه یا الزام کافی برای مالک باشد. وقتی مالک می‌داند عدم اقدام می‌تواند پیامد قضایی داشته باشد، معادله تغییر می‌کند و احتمال اجرای اقدامات ایمنی افزایش می‌یابد.

با این حال، ورود قوه قضاییه باید آخرین حلقه ضمانت اجرا باشد، نه نخستین ابزار مدیریت ساختمان‌های ناایمن. اگر قرار باشد تمام پرونده‌ها پس از سال‌ها به دادستانی برسند تا نهایتاً تکلیف آنها مشخص شود، به این معناست که حلقه‌های قبلی به اندازه کافی کارآمد نبوده‌اند.

قوه قضاییه می‌تواند در جایگاه مدعی‌العموم از حقوق عمومی و جان شهروندان دفاع کند، اما پیشگیری از خطر باید تا حد امکان پیش از رسیدن پرونده به مرحله قضایی اتفاق بیفتد. این همان نقطه‌ای است که اصلاح قوانین و دستورالعمل‌های اجرایی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد.   شهروند نباید منتظر بماند تا یک پرونده ایمنی پس از چندین سال و با ورود دستگاه قضایی به نتیجه برسد. در حوزه ایمنی، زمان خودش بخشی از مسئله است. هر روزی که یک ساختمان ناایمن بدون اقدام مؤثر به فعالیت خود ادامه می‌دهد، یعنی فرصت دیگری برای پیشگیری از یک حادثه از دست می‌رود.   فردوسی ایمن شد؛ و این اتفاق خوب است. اما درس مهم‌تر این پرونده شاید این باشد که ایمن‌سازی نباید ۱۰ سال زمان ببرد تا تازه به یک خبر خوب تبدیل شود. قانون باید آن‌قدر روشن، الزام‌آور و کارآمد باشد که از همان روز شناسایی خطر، مسیر رسیدن به ایمنی را کوتاه کند؛ چرا که در نهایت، هدف از قانون ایمنی ساختمان‌ها، مجازات مالک یا تشکیل پرونده نیست، بلکه حفظ جان انسان‌هایی است که هر روز زیر سقف این ساختمان‌ها زندگی و کار می‌کنند.




 نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام می‌شود
۱۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

نتایج اولیه کنکور ۱۴۰۵ اواخر شهریور اعلام می‌شود

رئیس سازمان سنجش گفت: نتایج اولیه کنکور سراسری سال ۱۴۰۵ اواخر شهریورماه اعلام می‌شود و دانشگاه ها هر دو نیمسال را خواهند داشت.

 تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت
۸ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

تاکید پزشکیان بر برابری جنسیتی در پرتو عدالت

آرمان امروز: مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، در سخنانی با تأکید بر جایگاه انسان و اهمیت علم، آگاهی و تلاش، بر این نکته تأکید کرد که جنسیت نباید معیاری برای سنجش توانمندی‌های انسانی باشد. او با استناد به مفاهیم قرآنی، تلاش و همت انسان را فارغ از زن یا مرد بودن، عامل اصلی رشد، شکوفایی استعدادها و [ ]

 سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

سالاد تابستانی نوعی سالاد سرد و مقوی است که از ترکیب ساقه کرفس با سیب، گردو، کشمش و... تهیه می‌شود.

 بازسازی پل B1 کرج با هزینه‌ای نجومی
۱۲ ساعت قبل / سایت تابناک

بازسازی پل B1 کرج با هزینه‌ای نجومی

پل B1 کرج که در آستانه افتتاح قرار داشت، در جریان حمله فروردین‌ماه دشمن آمریکایی-صهیونیستی آسیب جدی دید. اکنون یک هیئت ۱۵ نفره از متخصصان سازه و پل‌سازی مأمو...

 چرا عفونت‌های تنفسی در فصل تابستان شیوع پیدا کرده است؟
۲۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

چرا عفونت‌های تنفسی در فصل تابستان شیوع پیدا کرده است؟

معاون بهداشت وزارت بهداشت درباره علل وجود عفونت‌های تنفسی در فصل تابستان و همچنین بالاتر بودن برخی استان‌ها از آستانه هشدار، توضیحاتی ارائه داد.

 ماه‌ها تلاش برای یک روز سرنوشت‌ساز |گزارشی از حال‌وهوای حوزه امتحانی دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین روز کنکور + فیلم
۱۸ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

ماه‌ها تلاش برای یک روز سرنوشت‌ساز |گزارشی از حال‌وهوای حوزه امتحانی دانشگاه فردوسی مشهد در آخرین روز کنکور + فیلم

«شهرارانیوز، سرویس جامعه»؛ آزمون سراسری سال ۱۴۰۵ امروز (جمعه ۳۰ مردادماه) با برگزاری آزمون گروه‌های آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی به پایان رسید.