به گزارش خبرگزاری ایمنا، به ظاهر برای بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی، «دشمن مشترک» دیگر آنقدرها هم مشترک نیست؛ کافی است چند روزی از یک بحران سیاسی فاصله بگیریم تا دعوای اصلی از بیرون به داخل اردوگاه مخالفان منتقل شود. این بار نوبت علی کریمی و طیفی از حامیان رضا پهلوی است؛ اختلافی که بار دیگر نشان داد پروژهای که سالها با عنوان «ائتلاف» و «آلترناتیو» معرفی میشد، در بزنگاهها بیش از هر چیز با یک مشکل قدیمی مواجه است: خودش!
ماجرا از ادعای ایرج مصداقی، از چهرههای نزدیک به جریان رضا پهلوی، درباره نحوه اداره صفحه علی کریمی آغاز شد؛ ادعایی که با واکنش کریمی همراه شد و خیلی زود از یک اختلاف بر سر یک موضوع مشخص، به مجادلهای گستردهتر تبدیل شد.
بعد هم طبق روال آشنای این جریانها، پای کنایه و حمله متقابل و پویشهای مجازی به میان آمد؛ گویی بخشی از انرژی سیاسی این مجموعه نه برای پاسخ به مسائل ایران، بلکه برای تعیین تکلیف با یکدیگر ذخیره شده است. اپوزیسیون علیه اپوزیسیون؛ قسمت چندم؟
اگر قرار باشد از روی منازعات سالهای اخیر یک جدول برای اختلافهای اپوزیسیون تهیه کنیم، احتمال دارد ستون «دشمن مشترک» خیلی زود پر شود، اما ستون «توافق بر سر آینده» همچنان خالی میماند.
یک روز اختلاف میان جمهوریخواهان و سلطنتطلبان برجسته میشود، روز دیگر سازمان مجاهدین خلق و سایر گروههای مخالف یکدیگر را هدف میگیرند و حالا چهرههای مشهور و سیاسیون خارج از کشور درگیر این پرسش شدهاند که چه کسی به چه کسی نزدیک است و چه کسی از چه کسی فاصله گرفته است.
به ظاهر پروژه «ائتلاف بزرگ» درحال حاضر بیشتر شبیه یک ائتلاف برای درگیریهای داخلی است!
مسئله این است که هرچه این جریانها بیشتر درباره «آلترناتیو» بودن خود صحبت میکنند، پرسش درباره انسجام و برنامهشان جدیتر میشود. چون اگر یک جریان سیاسی حتی نتواند اختلاف میان اعضای خودش را مدیریت کند، طبیعی است که این پرسش مطرح شود که در صورت دستیابی به قدرت، اختلافهای بسیار بزرگتر جامعه ایران را چگونه مدیریت خواهد کرد؟ از «آلترناتیو» تا دعوا بر سر یک صفحه
یکی از تناقضهای قابل توجه این ماجرا، فاصله میان ادعا و عملکرد است. …








