
به گزارش خبرگزاری ایمنا، وحدت میان شیعه و سنی، در ادبیات انقلاب اسلامی تنها یک توصیه سیاسی یا مناسبتی تقویمی نیست؛ ریشهای عمیقتر دارد و به تصویری بازمیگردد که امام خمینی(ره) از امت اسلامی ترسیم میکردند.
ایشان در جلد دوم «صحیفه امام»، وحدت کلمه میان مسلمانان را در امتداد دعوت پیامبر اکرم(ص) به توحید میدیدند؛ دعوتی که قرار نبود در مرزهای جغرافیایی، قومی و مذهبی متوقف شود. از این منظر، وحدت اسلامی نه به معنای نادیدهگرفتن تفاوتهای مذهبی، بلکه به معنای پیدا کردن نقطهای مشترک برای ایستادن در برابر سلطه و استعمار بود.
انقلاب اسلامی نیز در میانه دو قطب بزرگ جنگ سرد، خود را در موقعیتی تعریف کرد که نه میخواست به شرق شوروی تکیه کند و نه در مدار غرب و آمریکا قرار بگیرد. بعدها با فروپاشی شوروی، بسیاری تصور کردند جهان تکقطبی شده و راه دیگری جز پذیرش نظم آمریکایی باقی نمانده است، اما اسلام، برخلاف بسیاری از پیشبینیها، از میدان کنار نرفت. درست در جایی که عدهای پایان نقشآفرینی دین را در جهان مدرن اعلام میکردند، اسلام همچنان توانست بهعنوان یک هویت تمدنی زنده، در سیاست، فرهنگ و ذهن میلیونها انسان حضور داشته باشد.
در چنین میدان گستردهای، قدرت نظامی تنها یکی از ابزارهای رویارویی با رقیب تمدنی است. فرهنگ اما میدان دیگری است؛ میدانی که گاهی اثرش از هزاران کیلومتر مرز و هزاران ابزار نظامی بیشتر است. اگر قرار است جهان، اسلام را بشناسد، این شناخت تنها از مسیر قدرت سخت نمیگذرد؛ شعر، ادبیات، سینما، موسیقی و هنر نیز میتوانند تصویری از اسلام ارائه کنند که در آن، رحمت و عدالت در کنار مقاومت و ایستادگی معنا پیدا میکند.
از همین زاویه، «هفته وحدت» نباید فقط مجموعهای از همایشها، سخنرانیها و برنامههای مناسبتی باشد. سؤال اصلی این است که وحدت اسلامی در فرهنگ و هنر معاصر ایران چه ردپایی گذاشته است؟ آیا شاعران و هنرمندان امروز توانستهاند آنچه در اندیشه بزرگان انقلاب درباره تقریب مذاهب و همبستگی امت اسلامی مطرح شده، به زبان هنر ترجمه کنند؟
اگر برای پاسخ به این پرسش به سینما و تلویزیون نگاه کنیم، کارنامه چندان پررنگی پیش رو نداریم. با وجود آنکه سینمای ایران پس از انقلاب فرصت تازهای برای پرداختن به مفاهیم اسلامی و هویت دینی پیدا کرد، مسئله …











