
به گزارش خبرگزاری ایمنا، در روزهای اخیر، نام سرباز روحالله رضوی، چهره رسانهای اهل کشمیر در پی اظهارات و حملاتی که با محوریت غیرایرانی بودن او مطرح شده، بار دیگر به موضوع بحث در فضای مجازی تبدیل شده است. در میان واکنشها، یک استدلال بیش از همه تکرار شده است، اینکه کسی که در ایران متولد نشده، چگونه میتواند درباره مسائل ایران سخن بگوید؟
اما این پرسش، اگر قرار باشد جدی و تاریخی به آن نگاه کنیم، یک پاسخ ساده ندارد، چرا که تاریخ معاصر ایران بهویژه تاریخ جنگ تحمیلی، پر است از نامهایی که اگر قرار بود شناسنامه معیار نهایی تعلق باشد، بسیاری از آنها نباید در حافظه دفاع از ایران جایی میداشتند.
واقعیت این است که ایران در سختترین روزهایش فقط به دست ایرانیهایی که در این جغرافیا متولد شده بودند دفاع نشد. شاید یکی از روشنترین نمونهها، رزمندگان عراقی باشند؛ مردانی که نهتنها از کشور خود گریخته بودند، بلکه در برابر رژیم بعث صدام ایستادند و در کنار ایران جنگیدند.
لشکر ۹ بدر که با حضور مجاهدان و نیروهای عراقی شکل گرفت، یکی از مهمترین نمونههای این حضور بود. رزمندگان عراقی این یگان در کنار نیروهای ایرانی در عملیاتهای مختلف حضور داشتند. در رأس این جریان، نام شهید اسماعیل دقایقی قرار دارد؛ فرمانده ایرانی که مسئولیت تشکیل و سازماندهی نیروهای عراقی را بر عهده گرفت و بعدها سپاه بدر به یکی از میراثهای مهم دوران دفاع مقدس تبدیل شد.
اینجا یک پرسش تاریخی شکل میگیرد، اینکه میتوان گفت آن عراقی که در برابر ارتش بعث ایستاد و در کنار سرباز ایرانی جنگید، چون ایرانی نبود، حقی نسبت به دفاع از ایران نداشت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، بخش مهمی از تاریخ دفاع مقدس را باید از نو نوشت.
افغانستانیهایی که نامشان در خاکریزهای ایران ماند
داستان به عراق ختم نمیشود. در سالهای دفاع مقدس، گروهی از رزمندگان افغانستانی نیز در کنار نیروهای ایرانی حضور داشتند. آنها در سالهای نخست جنگ، گاه به صورت داوطلبانه و در قالب یگانهای مختلف در جبههها حاضر شدند و بعدها با سازماندهی مستقل، تیپ …












