مهشید چوبداری در گفتوگو با ایسنا بیان کرد: بر اساس منابع علمی، آلزایمر و دمانس را میتوان از منظر روانشناختی، نه فقط بهعنوان یک اختلال عصبی، بلکه بهمثابه یک تجربه روانی-اجتماعی بررسی کرد که ابعاد شناختی، هیجانی و هویتی فرد را بهطور همزمان درگیر میسازد. در ادامه، این پدیده و راهکارهای سالمندی موفق مورد بررسی قرار میگیرند.
این روانشناس افزود: آلزایمر از منظر روانشناختی با نگاهی متفاوت تحلیل میشود؛ چرا که اگرچه دمانس بهطور سنتی یک اختلال صرفاً مغزی در نظر گرفته میشود، اما از دیدگاه روانشناسی، دمانس پیش از هر چیز یک اختلال روانشناختی است، به این معنا که فرآیند بیماری نهتنها حافظه و شناخت، بلکه خودآگاهی، هویت، خلقوخو و تمامی روابط بینفردی فرد را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
وی با بیان اینکه در این میان، تهدید «خود» و تلاش برای حفظ هویت از اهمیت ویژهای برخوردار است، گفت: زیرا دریافت تشخیص آلزایمر بهمثابه یک تهدید برای «خود» تلقی میشود و فرد با طیفی از استراتژیهای روانشناختی تلاش میکند کنترل ازدسترفته را بازگرداند. …








