یادداشت مهمان، حسن مجیدیان: در ایام و سالگرد حادثه انفجار پیجرها در لبنان توسط باند تروریستی صهیونیستی، یکی از بهترین کارها دست گرفتن کتاب دشواریِ مبارک است. من خود غالباً در کتابهای این تیپی، زود به عالم مقایسه میروم. در این سنجش و مقایسه گری خودم را محک میزنم و میسنجم که اگر سوژههای این کتاب، مقاوم و مبارز و شاکرند؛ امثال من با نکونالههایشان، کدام طرف داستان و کدام سمت تاریخ ایستادهاند؟ راست این است که برخی کتابها، آدم را خجالتزده میکند؛ آنسان که امیری اسفندقه سرود: «دارم خجالت میکشم از اینکه انسانم...»
روزهای آخر شهریور ۱۴۰۳ بود که پیجرهای بچههای حزب الله توی سر و صورت و دست و پهلویشان منفجر شد و جمع قابل توجهی را شهید و بسیاری را در حد سه چهار هزار نفر، مجروح و نابینا و ناکار کرد. پلیدتر از اسرائیل داریم واقعا؟! به عقل جن و شیطان هم چنین شنایعی نمیرسد که اسرائیل روی آن فکر و اجرا دارد. این جنایت مهیب با شروع جنگ و شهادت بهت آفرینِ سیدِ مقاومت به حاشیه رفت. خبیثها بخشی از نیروی رزمِ حزب الله را به مرخصی اجباری فرستادند تا کار حزب خدا را یکسره کنند. …










