غلامرضا بنی اسدی در روزنامه خراسان نوشت: دو جنگ را در یک سال از سر گذراندیم. از سر که هنوز نگذشته است اما میشود به عنوانِ «سرگذشت» خواند و عبرت روزانهاش کرد. دیدیم که هر کجا دشمن احساس تفرقه در میان ما کرد، چکمههایش را پوشید و به در و دیوار کوبید. نمیگوییم تفرقه را دید، نه. همین احساس تفرقه کافی بود تا پا، پیش بگذارد. همین که ما در چهره همدیگر به اخم نگاه کردیم، او برای جدول محاسباتش، فکر کرد کلمه رمز را پیدا کرده است.
همین نظام ادراکی او را به خطا برد اما هزینه این خطا را ما بیشتر از همه پرداختیم. دوباره هم اگر به همین سبق، سابقهسازی کنیم باز او دچار خطای محاسباتی خواهد شد و باز ما به جان و به امروز و فردای ایران هزینهاش را خواهیم پرداخت. اینجاست که کلام رهبر انقلاب برای ساماندهی رفتار عمومی، حکمت حُکمِ حکومتی پیدا میکند.
آن جا که تاکید میکنند: «قاطعانه اعلام میکنم ارتکاب هرآنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است.» آیت ا… سید مجتبی خامنهای همچنین «هر سخن ناامیدکننده و تضعیفکننده انگیزههای ملی و عمومی و هر نوع دوگانهسازی موهوم از قبیل جنگ یا مذاکره، وفاق یا تندروی، سازش یا جنگطلبی» را نیز منع کردند تا راه برای همراهی همه ظرفیتهای ملی باز شود. باید این را فصل الخطاب بدانیم و با اصلاح نظام ادراکی خود از واقعیتهای میدانی، در تربیت قرآنی وحدت چنان زیست کنیم که دشمن بفهمد این محیط برای
«زیستِ تفرقه» مناسب نیست. حسابش اگر درست شود به رفتار نادرست که هجوم به ایران است دست نخواهد زد. پس امروز، بیش از هر وقت دیگر باید به کلمهای بیندیشیم که هم در متن قرآن جایگاه دارد و هم در قلب ملتها میتواند معجزه کند؛ وحدت. این چراغی است که راه امروز ما را روشن میکند. وحدت، یعنی همراهی در عین تفاوت نگاه. یعنی اینکه ایرانی در کنار ایرانی بایستد، فارغ از رنگ، قوم، زبان و سلیقه سیاسی. …














