به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادنیوز، در اقتصاد جهانی امروز، مسیرهای انتقال انرژی به اندازه خود منابع نفت و گاز اهمیت دارند. کشورهایی که بخش بزرگی از امنیت اقتصادی خود را به واردات یا صادرات انرژی وابسته کردهاند، همواره به دنبال کاهش آسیبپذیری در برابر بحرانهای ژئوپلیتیک بودهاند.
از خطوط لوله زمینی گرفته تا کریدورهای ریلی و بنادر جایگزین، رقابت برای یافتن مسیرهایی خارج از نقاط پرریسک سالهاست جریان دارد؛ اما برخی گلوگاهها مانند تنگه هرمز همچنان جایگاهی دارند که حذف آن از معادلات انرژی جهان بسیار دشوار است. در چنین شرایطی، تلاش ایران و چین برای ایجاد مسیرهای جایگزین، آزمونی برای سنجش توانایی آنها در عبور از محدودیتهای جغرافیایی و سیاسی است.
دههها برنامهریزی برای اتصال ایران به چین
نشریه «پراسییدینگز» در گزارشی نوشت؛ محاصره دریایی آمریکا علیه تجارت دریایی با ایران، از عمان تا مرز ایران و پاکستان امتداد دارد.
درست است که در چنین مقیاس تجاری، حملونقل دریایی هزینه کمتری دارد، اما در شرایط جنگی که موجودیت یک کشور در معرض تهدید قرار دارد، هزینه دیگر همان عامل تعیینکنندهای نیست که در زمان صلح است. تهران دهههاست از این موضوع آگاه است؛ همانطور که شریک تجاری اصلی آن، چین، نیز به این مسئله واقف است. پروژههای متعددی برای اتصال ایران به چین از مسیر پاکستان برنامهریزی شده، اما بسیاری از آنها کنار گذاشته شده یا با تأخیر مواجه شدهاند. امروز، ایران همچنان جایگزین مناسبی برای تنگه هرمز ندارد.
در ۲۵ آوریل ۲۰۲۶، پاکستان بهطور رسمی یک کریدور ترانزیتی به ایران را از طریق کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) و مسیرهای زمینی ایران فعال کرد. اسلامآباد شش مسیر ترانزیتی را تعیین کرد که شامل چندین کریدور برای اتصال بنادر و نقاط مرزی میشد؛ اقدامی که با هدف کاهش ازدحام در بندر کراچی و بندر قاسم انجام گرفت؛ بنادری که بیش از ۳ هزار کانتینر مقصد ایران به دلیل محاصره در آنها متوقف مانده بودند. …












