به گزارش اقتصادنیوز، دکتر غلامرضا سلامی، صاحبنظر اقتصادی در سرمقاله 12 شهریور 1405 در روزنامه دنیای اقتصادنوشت:
هرچند انقلاب سال۱۳۵۷ به صفت اسلامی متصف بود، اما برخلاف روایتی که قرنها از قول اندیشمندان مذهبی درباره اهمیت مالکیت خصوصی و فعالیت اقتصادی مردم نقل میشد، رخدادهای بعدی نشان داد که نگرش مسلط به آینده اقتصاد ایران، از نوعی بیاعتمادی به شکلگیری بخش خصوصی بزرگ، مستقل و قدرتمند تاثیر پذیرفته است؛ نگاهی که میتوان، با اندکی طنز، آن را «پارادایم نگاه چپ به بخش خصوصی» نامید. منظور از «نگاه چپ» در اینجا الزاما جریانهای سیاسی چپ کلاسیک نیست، بلکه نگرشی است که بخش خصوصی مطلوب را عمدتا در قالب بنگاههای کوچک و متوسط میبیند و نسبت به شکلگیری بنگاههای بزرگ و قدرتمند خصوصی با تردید مینگرد و در مقابل، برای دولت، بخش تعاون، بخش عمومی یا نهادهای وابسته به آن نقش پررنگی در مالکیت و مدیریت بنگاههای بزرگ قائل است. اگر این فرض درست باشد، بسیاری از اتفاقات نزدیک به پنج دهه گذشته اقتصاد ایران را میتوان نه مجموعهای از تصمیمات پراکنده، بلکه حلقههایی از یک زنجیره نسبتا منسجم دانست. از انقلاب تا پایان جنگ؛ آغاز یک مسیر
از نخستین سالهای پس از انقلاب، اندازه مطلوب بخش خصوصی در عمل عمدتا به کسبوکارهای کوچک و متوسط، حجرههای بازار و بازرگانان، خردهکشاورزان، کارگاههای تولیدی و خدماتی و بنگاههایی در مقیاس محدود خلاصه شد. در مقابل، بانکها، شرکتهای بیمه و بسیاری از شرکتهای بزرگ و متوسط تولیدی و خدماتی ملی یا دولتی شدند و بخش قابلتوجهی از بنگاههای دیگر نیز از طریق سازوکارهای مصادره در اختیار نهادهای عمومی و انقلابی قرار گرفتند. این تحولات را البته نمیتوان جدا از شرایط خاص آن دوران ارزیابی کرد. انقلاب، جنگ، بیثباتی اقتصادی، فرار یا غیبت برخی مالکان و مدیران و نگرانی از تمرکز ثروت، همگی در شکلگیری سیاستهای آن دوره موثر بودند. اما مساله مورد بحث این مقاله، نه قضاوت درباره ضرورت تصمیمات آن مقطع، بلکه منطق حاکم بر آنها و مهمتر از آن، استمرار بخشی از این نگرش پس از تغییر شرایط است. …












