به گزارش اقتصادنیوز به نقل از خبرآنلاین، دوشنبه شب بود؛ تازه از محل کار به خانه رسیده بودم که ناگهان موبایلم خراب شد. صفحه نمایش از کار افتاد و عملاً دیگر امکان استفاده از گوشی را نداشتم. برای کسی که بخش مهمی از کار و ارتباطات روزانهاش با تلفن همراه انجام میشود، خراب شدن گوشی اتفاق سادهای نیست. همان شب راهی بازار شدم تا ببینم مشکل گوشی چیست و آیا امکان تعمیر آن وجود دارد یا نه.
چند مغازه را یکییکی سر زدم و درباره هزینه تعمیر، قیمت قطعات و امکان تعمیر گوشی پرسوجو کردم. تصورم این بود که با پیدا کردن یک تعمیرکار، ماجرا تمام میشود؛ اما رفتوآمد در بازار خیلی زود نشان داد که داستان فقط تعمیر یک گوشی نیست. قیمت قطعات سرسامآور شده و از سوی دیگر، قیمت خود گوشیها نیز فاصله زیادی با قدرت خرید بسیاری از مردم پیدا کرده است.
در همین رفتوآمدها، صحنهای در یکی از مغازهها توجهم را جلب کرد؛ صحنهای که روز بعد معنای بیشتری برایم پیدا کرد. همان شب، پسر جوانی وارد مغازه شد و سراغ یک گوشی سامسونگ را گرفت. فروشنده قیمت آن را حدود ۴۷ تا ۴۸ میلیون تومان اعلام کرد. پسر جوان درباره مشخصات گوشی پرسید، قیمت را شنید و من هم همچنان درگیر پیگیری تعمیر گوشی خودم بودم.
فردای آن روز، دوباره برای ادامه تعمیر گوشی به همان محدوده برگشتم. هنوز مشغول پیگیری بودم که همان پسر جوان را دیدم که بار دیگر وارد مغازه شد. این بار کارت عابر بانکش را در دست داشت و سراغ همان گوشی را گرفت؛ اما فروشنده قیمت متفاوتی اعلام کرد: ۴۹ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان.
همان گوشی، در فاصله یک شب تا روز بعد، حدود یکونیم میلیون تومان گران شده بود. برای خریداری که شب قبل قیمت ۴۷ تا ۴۸ میلیون تومان شنیده بود، این افزایش فقط یک عدد روی برچسب قیمت نبود. اگر بودجهاش را از قبل آماده کرده بود، حالا باید دوباره حسابوکتاب میکرد که آیا پولش برای خرید کافی است یا باید سراغ مدل دیگری برود.
همین اتفاق ساده، یکی از ملموسترین تصاویر وضعیت بازار موبایل را پیش چشمم گذاشت؛ بازاری که نهتنها گران شده، بلکه قیمتها در آن با سرعت تغییر میکنند. مشتری هست؛ اما خرید سختتر شده است …













