به گزارش اقتصادنیوز، دیردره مککلاسکی، اقتصاددان، در فولا ده سائو پائولو، نوشت:
یکی از پارادایمهای مسلط این روزهای علم اقتصاد، «نونهادگرایی» است، رویکردی که داگلاس نورث (1920-2015؛ برندۀ نوبل ۱۹۹۳) دههها مروج آن بود و اکنون به آموزۀ ارتدکس و رسمی بانک جهانی بدل شده است. این رویکرد، درست مثل کتاب آشپزی، میگوید: «نهادها را اضافه کنید و هم بزنید.» در این دیدگاه، نهادهایی نظیر مساقات (سهمبری از محصول)، اصلاحات ارضی یا دادگاههای مدرن، عواملی علّی پنداشته میشوند.
بخش عمدهای از شواهدشان، تاریخی است و بخش عمدهای از آنها نیز نادرست است. مثلاً، مقالۀ علمی و تأثیرگذار سال ۱۹۸۹ به قلم نورث و بری واینگاست، دانشمند علوم سیاسی، فرض را بر این میگذارد که حقوق انگلستان با بهاصطلاح «انقلاب شکوهمند» سال ۱۶۸۸ دستخوش دگرگونی بنیادینی شد. اما چنین نبود. واینگاست در جستار دیگری بهطور حیرتآوری ادعا کرد: «جهان قرون وسطی فاقد مفروضات استاندارد نئوکلاسیک نظیر تضمین حقوق مالکیت، اجرای قراردادها، حاکمیت قانون و فقدان خشونت بود.» کمتر مورخ قرون وسطایی با این سخن موافق است. …













