با توجه به تولید روزانه ۱۲۱میلیون لیتر و مصرف ۱۳۵میلیون لیتر، طرح اول آن است که به متقاضیان ۱۴میلیون لیتر انتهای صف اعلام شود «بنزین تمام شد!» در این طرح دولت از وظیفه خود برای تامین بنزین مورد نیاز سرباز میزند و خود را کنار میکشد. البته چنانچه دولت پای خود را نه فقط از حلقه آخر زنجیر بلکه از کل زنجیره تامین کنار بکشد، ملت دست به کار میشود و در کوتاهترین زمان ممکن مساله را حل خواهد کرد. از آنجا که دولت اصرار بر شیفتگی خدمت دارد عملی شدن چنین طرحی را نمیتوان متصور بود.
طرحهای دوم و سوم یکی بر تقسیم بنزین بهطور مساوی بین خودروها و دیگری بین همه مردم پس از کسر مصارف عمومی استوار است. آنچه عموما اعلام میشود آن است که تقسیم بنزین موجود بین خودروها به دور از عدالت اجتماعی است. از طرف دیگر منتقدان طرح سوم بر این عقیدهاند که چرا افرادی که فاقد خودرو هستند باید سهمیه بنزین دریافت کنند.
صرفنظر از مزایا و معایب هر طرح، آنچه همگان بر آن اتفاقنظر دارند این است که دیگر نمیتوان اقدامی نکرد و مشکل را بزرگتر از قبل تحویل دولت بعدی داد؛ چون امروز دیگر نه امکان افزایش تولید وجود دارد و نه واردات. خلاصه اینکه عدو سبب خیر شده و قرعه به نام دولت چهاردهم افتاده و بهرغم علاقه مفرط به بیتصمیمی و جا خالی دادن مجبور شده که اقدام کند.
نکته بعدی این است که بهدلیل چند دهه بیتوجهی، نمیتوان انتظار داشت که مساله یکشبه و بدون درد حل شود و در حال حاضر انتخاب بین بد و بدتر است و قرار نیست طرحی از آسمان نازل شود که هیچ ایرادی نداشته باشد. …












