میتوانم شکست در سخنرانی کلیدی را به عنوان درسی برای یادگیری ببینم و در آینده محتوای سخنرانی یا شیوه بیان خود را بهبود دهم.
تفاوت این دو رویکرد در ادراک من از واقعیت و روایتی است که از آن برای خودم میسازم؛ چرا که هنگام شکست خوردن، روایتهایی که از آن برای خود تعریف میکنیم، تفاوت چشمگیری رقم میزند.
میخواهید تعدادی از شکستهای من را بشنوید؟ فهرست آن طولانی است اما چند مورد را میگویم. یک بار تلاش کردم رمان بنویسم. نتیجه آن افتضاح بود.
یک بار دیگر، با نویسندهای در یک پروژه یادگیری آنلاین مشارکت کردم. نتیجه آن هم چنان بد بود که پیش از شروع کار، رهایش کردیم. در هر دو مورد، تصمیم گرفتم که دیگر آن راه را نروم (نوشتن یک رمان یا همکاری با فردی دیگر در تولید محتوا).
در نتیجه این موضعگیری، چیزی از این تجربیاتم نیاموختم، به جز اینکه دیگر آن کار را تکرار نخواهم کرد. به موجب آن شکستها رشد نکردم. تمام زمان و تلاشم به هدر رفت. …












