قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۵ ساعت قبل

جدال بزرگ قرن بیستم

تاریخ اندیشه اقتصادی را می‌توان از زاویه منازعه میان ایده‌ها نیز روایت کرد. اگر مارکس مهم‌ترین منتقد سرمایه‌داری بود و کینز نظریه‌پرداز مداخله دولت برای مهار بحران‌ها، لودویگ فون میزس را باید چهره‌ای دانست که بیش از هر اقتصاددان دیگری از منطق بازار دفاع کرد. اما جایگاه واقعی او پیچیده‌تر از تصویری است که معمولا در روایت‌های لیبرتارین ارائه می‌شود و باید اهمیت او را در فراتر از دفاع از اقتصاد آزاد جست‌وجو کرد. میزس با طرح پرسش‌هایی بنیادین درباره امکان برنامه‌ریزی اقتصادی، ماهیت کنش انسانی و روش‌شناسی علم اقتصاد، مسیر بخش مهمی از مباحث اقتصاد قرن بیستم را تغییر داد. حتی بسیاری از منتقدانش نیز اذعان کردند که بدون او، تاریخ اندیشه اقتصادی شکل دیگری پیدا می‌کرد.
 جدال بزرگ قرن بیستم

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

میزس در سال۱۸۸۱ میلادی در امپراتوری اتریش-مجارستان متولد شد. دورانی که اروپا با صنعتی‌شدن، گسترش سوسیالیسم، ظهور دولت‌های مدرن و تحولات عمیق اقتصادی روبه‌رو بود. او در دانشگاه وین و زیر نظر اویگن فون بوم‌باورک آموزش دید و وارد مکتبی شد که از زمان کارل منگر بر نقش انتخاب فردی، ارزش ذهنی و سازوکار قیمت‌ها تاکید داشت. 

میزس کوشید این میراث را به دستگاهی نظری منسجم تبدیل کند. دستگاهی که اقتصاد، فلسفه و علوم اجتماعی را به یکدیگر پیوند می‌زد. با این حال، همین تلاش برای انسجام، بعدها به یکی از نقاط ضعف روش‌شناختی او تبدیل شد.

نخستین اثر مهم او، «نظریه پول و اعتبار» در سال۱۹۱۲ میلادی، جایگاهش را در میان اقتصاددانان تثبیت کرد. در این کتاب، میزس نشان داد که پول نیز مانند سایر کالاها از منطق ارزش ذهنی و عرضه و تقاضا تبعیت می‌کند. اما اهمیت این اثر تنها به نظریه پول محدود نبود. همین تحلیل بعدها زیربنای نظریه‌ای شد که امروز با عنوان «نظریه اتریشی چرخه‌های تجاری» شناخته می‌شود. …




سه شنبه ۷ مهر ۱۴۰۵ - 29 September 2026