ضرورت و شیوه اصلاح نرخ بهره
اصلاح نرخ سود در شرایط فعلی ضروری است؛ اما رساندن فوری نرخ اسمی به سطح تورم نه ممکن است و نه لزوما مطلوب. افزایش یکباره نرخها میتواند هزینه تامین مالی بنگاهها را شدیدا افزایش داده و همزمان بانکهای کمسرمایه و بدهکاران بزرگ را تحت فشار قرار دهد. راه مناسب، نزدیکسازی تدریجی و از پیش اعلامشده نرخ سود به تورم مورد انتظار است؛ بهگونهایکه ابتدا از عمیقتر شدن نرخ حقیقی منفی جلوگیری شود و سپس، با کاهش تورم، نرخ حقیقی به محدوده نزدیک صفر و در نهایت به سطحی معقول و مثبت برسد. این فرآیند باید همراه با اصلاح ترازنامه بانکها، کنترل رشد نقدینگی و انضباط مالی دولت باشد. در غیر این صورت، افزایش نرخ سود میتواند صرفا هزینه منابع بانکها را بالا ببرد، بدون آنکه ریشه تورم را درمان کند. پیامدهای کوتاهمدت بر بورس
افزایش نرخ سود در کوتاهمدت احتمالا برای بازار سرمایه منفی خواهد بود. بخشی از منابع ممکن است از سهام به سپرده و اوراق با درآمد ثابت منتقل شود؛ نرخ تنزیل بالاتر نیز ارزش فعلی سودهای آینده شرکتها را کاهش میدهد. همچنین هزینه تامین مالی بنگاهها افزایش یافته و ممکن است سودآوری و سرمایهگذاری آنها در کوتاهمدت کاهش یابد. با این حال، نباید برای حمایت از بورس، اصلاح نرخ سود را متوقف کرد. بورس قوی و پایدار در اقتصادی با تورم بالا و نرخ حقیقی منفی شکل نمیگیرد. آنچه باید از آن اجتناب شود، نه اصل افزایش نرخ سود، بلکه شوک ناگهانی و غیرقابل پیشبینی است. افزایش تدریجی و اعلامشده نرخها، همراه با مدیریت نقدینگی بازار و ثبات سیاستهای ارزی و پولی، میتواند ریسک افت شدید و هیجانی قیمت داراییها را کاهش دهد. هزینههای متقابل و سیاستهای مکمل …












