غلامرضا بنیاسدی، روزنامهنگار، در یادداشتی که در اختیار انصاف نیوز قرار داده است، نوشت:
«امنیت» اغلب در قالبِ «امنیتِ ملی» و فعالیتهای «حراستی» تعریف میشود؛ یعنی تواناییِ یک دولت در محافظت از مرزها در برابرِ تهاجمِ دشمن. اما اگر بخواهیم با نگاهی عمیقتر و فراتر از سطوحِ حراستی، به ماهیتِ بقایِ یک ملت بنگریم، باید بدانیم که امنیت، پدیدهای «چندبعدی» و «سیستمی» است.
امنیتِ واقعی، زمانی محقق میشود که تمامِ لوازمِ یک زندگیِ آرام و باکرامت، در اختیارِ فرد و جامعه قرار گیرد. ما با یک «هرمِ امنیت» روبرو هستیم که قاعدهٔ آن «امنیتِ اقتصادی» و «امنیتِ اجتماعی» است، اما قله و غایتِ آن، «امنیتِ روانیِ جامعه» است. امنیتِ روانی، محصولِ مستقیمِ ارتقایِ سایرِ گونههای امنیت است.
اگر این پیوندِ زنجیروار قطع شود، جامعه دچار نوعی «بیماریِ سیستماتیک» و پریشانیِ ادراکی میشود که در نهایت، کارآمدیِ تمامیِ حوزههای دیگر، از جمله سیاست و اقتصاد را نیز از کار میاندازد. جامعهای که روانش آشفته است، حتی اگر از نظر نظامی قدرتمند باشد، در برابرِ اولین تلاطمِ اجتماعی یا جنگِ ادراکی، فرو میریزد. …













