رئیسجمهور مسعود پزشکیان اخیراً با اشاره به شرایط کشور گفته است: "ما مشکلات زیادی داریم" و از تورم، مسائل اقتصادی، معیشت، اشتغال و آینده مردم بهعنوان مسائل مهم کشور نام برده است. اصل این سخن از منظر اقتصادی قابل انکار نیست؛ اقتصاد ایران همزمان با تورم بالا، کاهش قدرت خرید، محدودیت سرمایهگذاری، مشکلات بازار کار، تحریم و در شرایط کنونی فشارهای ناشی از جنگ و محدودیت تجارت خارجی مواجه است.
اما مسئله اساسی این است که توصیف مشکلات، با تحلیل علل مشکلات و ارائه راهحل تفاوت دارد و در مقام ریاست دولت، جامعه بیش از آنکه نیازمند شنیدن فهرست مشکلات باشد، نیازمند دانستن علتها، مسئولیتها و برنامه اصلاح آنهاست. تورم در ایران فقط یک مشک، نیست. تورم در ایران دیگر یک نوسان کوتاهمدت قیمتی نیست، بلکه به یک مسئله مزمن اقتصاد کلان تبدیل شده است، صندوق بینالمللی پول در دادههای بهروزشده خود، تورم متوسط ایران در سال ۲۰۲۶ را حدود ۶۸.۹ درصد پیشبینی کرده است.
بانک جهانی نیز در گزارش مربوط به ایران از فشارهای شدید تورمی، کاهش قدرت خرید و آسیبپذیری اقتصاد در برابر شوکهای داخلی و خارجی سخن گفته است؛ بنابراین اگر دولت تورم را یکی از مهمترین مشکلات کشور میداند، پرسش اقتصادی بعدی این است که سهم کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکها، سیاست ارزی، کاهش ارزش پول ملی، انتظارات تورمی، تحریمها و اختلالات سمت عرضه در ایجاد این تورم چقدر است؟ این تفکیک اهمیت زیادی دارد، زیرا همه عوامل تورم در اختیار دولت نیستند، اما بخش قابلتوجهی از سیاستهای مالی، پولی، ارزی، بودجهای و تجاری از مسیر تصمیمات نهادهای داخلی و دولتی، قابلتأثیرگذاری است.
هم اکنون رکود و تورم؛ ترکیبی خطرناک برای جامعه ایران است. مسئله زمانی، پیچیدهتر میشود که تورم بالا با کاهش تولید همراه شود، زیرا در چنین شرایطی جامعه با ترکیبی از کاهش قدرت خرید و کاهش فرصتهای اقتصادی مواجه میگردد. صندوق بینالمللی پول برای سال ۲۰۲۶ کاهش حدود ۵.۴ درصدی تولید ناخالص داخلی واقعی ایران را پیشبینی کرده است؛ بنابراین اقتصاد کشور در معرض وضعیتی قرار گرفته که همزمانی تورم بسیار بالا و انقباض اقتصادی را نشان میدهد. …










